📘 راهاندازی کسب و کار گروهی
مقدمه
فصل اول انتخاب کسب و کار
گام اول – آیا گروه واقعاً قصد راهاندازی دارد؟
از اعضاء بپرسید آیا کسبوکارهایی را میشناسند که شکست خوردهاند. سوالات راهنما: چرا شکست خورد؟ چه تصمیماتی منجر به آن شد؟ چگونه میشد از آن جلوگیری کرد؟
گام دوم – انتخاب کسب و کار
گروههای دو نفره، ۱۵ دقیقه بحث در مورد چیزهایی که مایل به خرید هستند ولی در دسترس نیست. هر نفر حداقل ۲ مورد.
هر نفر حداقل دو کاری را که میتواند به خوبی انجام دهد بنویسد.
چند روز بررسی در محل زندگی – مشاهده و گفتگو با مردم در مورد نیازها و کمبودها.
فهرست منابع روستا: مواد (چوب، پشم، خاک)، امکانات (زمین، ساختمان)، خدمات (آب، برق، گاز).
مقایسه نیازها، مهارتها و منابع – حذف پیشنهادهای غیرعملی.
هر عضو سه پیشنهاد برتر را انتخاب کند، رأیگیری و انتخاب سه پیشنهاد با بیشترین رأی.
بررسی سختیها، شانس موفقیت، تعداد افراد مورد نیاز و امکان کار گروهی.
گام سوم – مطالعه امکانسنجی
(با مثال پرورش طیور) – از گروه بخواهید یک روز کاری را تصور کنند و همه موارد مورد نیاز را فهرست کنند.
بررسی کنید هر مورد از کجا تهیه میشود، آیا در منطقه موجود است، کیفیت آن چگونه است، هزینه حمل و نقل چقدر است.
محاسبه هزینه کلی همه موارد – تفکیک هزینههای ثابت و متغیر – تعیین قیمت فروش – بررسی تامین مالی – شناسایی مشتریان – تحلیل رقابت.
فصل دوم برنامهریزی برای کسب و کار
گام اول – تقسیم وظایف و شروع کار
گام دوم – تصمیم بگیرید چه کسی چه کاری را انجام دهد
گام سوم – توافق بر سر قوانین
گام چهارم – تصمیم بگیرید کسب و کار چقدر گسترده باشد
گام پنجم – شروع کسب و کار
فصل سوم مدیریت مالی کسب و کار
ثبت گزارشات مالی
ترازنامه
سپردهگذاری اولیه: ۱۰۰ هزار تومان
هزینهها: بذر ۱۰، کود ۱۰، تجهیزات ۳۰، اجاره ۲۰، بستهبندی ۵، غرفه فروش ۵، بلیط اتوبوس ۵، حساب بانکی ۵، پسانداز ۱۰ = جمع ۱۰۰ هزار تومان
حساب سود و زیان
فروش: ۶۰ هزار تومان
هزینهها: بذر ۱۰، کود ۱۰، اجاره نیمسال ۲۰، غرفه ۵، بلیط ۵، بستهبندی ۵، استهلاک تجهیزات ۳ = ۵۸ هزار تومان
سود = ۲ هزار تومان
فروش: ۷۵ هزار تومان
هزینهها: بذر ۸، کود ۵، اجاره ۱۵، تجهیزات ۳، بستهبندی ۱۰، غرفه ۵، بلیط ۱ = ۴۷ هزار تومان
سود = ۲۸ هزار تومان
گردش پول نقد
ماه ۱: -۲۶ | ماه ۲: -۳ | ماه ۳: -۵ | ماه ۴: +۵ | ماه ۵: +۱۶ | ماه ۶: +۱۸ (هزار تومان)
تقسیم سود و زیان
نگهداری از ساختمانها و تجهیزات
نظارت بر کسب و کار
بازاریابی و ارتقای کسب و کار
توسعه کسب و کار
👥 نقشهای کلیدی در گروه
📝 تمرینهای گروهی
📊 مثالهای مالی
🧭 راهاندازی کسب و کار گروهی (نسخه کامل)
مقدمه
این کتاب راهنما نشان میدهد که چگونه میتوان یک کسب و کار کوچک را از طریق یک گروه با رویکرد مشارکتی راهاندازی کرد. اگرچه اطلاعات این کتاب میتواند در راهاندازی کسب و کارهای فردی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
همه گروهها مناسب برای انجام فعالیتهای درآمدزا نیستند، اما برخی ویژگیها در گروه به موفقیت برای راهاندازی کسب و کار کمک میکند.
تسهیلگر باید قبل از معرفی پیشنهادات کسب وکار به وجود این ویژگیها در گروه توجه نماید:
• وجود قدرت رهبری در گروه و پذیرش این موضوع توسط اعضاء
• تعهد همه اعضاء برای کار با یکدیگر
• وجود نظم و انضباط در گروه، برای مثال تنظیم قوانین گروه، جلسات منظم گروه، انجام فعالیتهای منظم گروهی
• پسانداز در گروه و تمایل به مشارکت
• وجود منابعی در گروه (مانند تجهیزات و مهارتها) که میتواند در راهاندازی کسب و کار مفید باشد
• ترجیحاً وجود حداکثر ۱۵ عضو در گروه (راهاندازی کسب و کار کوچک برای یک گروه بسیار بزرگ دشوار است)
• واقعبینی در مورد موفقیتهای احتمالی
• وجود اعضای باسواد (توانایی خواندن، نوشتن و ریاضی) در گروه؛ البته لازم نیست همه اعضای گروه باسواد باشند ولی وجود افراد باسواد در گروه لازم است تا اعضاء بتوانند کار خود را کنترل کنند و مورد سوء استفاده قرار نگیرند.
برخی از این ویژگیها میتواند در گروه ایجاد شود. تسهیلگر باید بتواند راهحلهایی را در این رابطه پیشنهاد کند برای مثال اگر یک گروه ۳۰ داوطلب دارد میتوان به آنان پیشنهاد راهاندازی دو کسب و کار را بدهد.
ساختار کتاب کسب و کار گروهی
این کتاب شامل سه فصل میباشد:
فصل ۱- انتخاب کسب و کار
این فصل فرآیند انتخاب یک کسب و کار گروهی مناسب شامل مزایا، معایب و خطرات اجرای یک کار گروهی را شرح میدهد. سپس به پیشنهادهای کسب و کار، فرصتهایی که در منطقه محل زندگی گروه وجود دارد و همچنین به منابع و مهارتهای موجود اشاره میکند.
در این فصل، ساختاری برای گروه به منظور تهیه فهرست کوتاهی از پیشنهادهای کسب و کار که بیشترین احتمال موفقیت را دارند ارائه میشود. این ساختار شامل برآورد تقریبی از آنچه که یک کسب کار نیاز دارد و همچنین مواردی مانند تهیه مواد مورد نیاز، هزینهها، تأمین مالی، مهارتهای مورد نیاز، تقاضای موجود یا بالقوه، رقابت و خطرات پیش رو میباشند.
فصل ۲- برنامهریزی برای کسب و کار
این فصل به جنبههای اصلی برنامهریزی برای کسب و کار گروهی از جمله برآورد دقیق هزینهها، سودآوری، سرمایهگذاری، منابع، شناسایی بازار برای ارائه محصول یا خدمات و سایر عواملی که میتواند موفقیت را تحت تأثیر قرار دهد میپردازد. همچنین نحوه مطالعه امکانسنجی و مراحل و اقدامات لازم برای آماده شدن جهت شروع کسب و کار را شرح میدهد.
فصل ۳- مدیریت کسب و کار
جنبههای مختلف راهاندازی کسب و کار از قبیل ثبت فروش و خرید، جریان نقدی، سود و زیان، تقسیم سود بین اعضاء و نظارت بر پیشرفت کسب و کار در این فصل مطرح میشود. تأمین منابع مالی از سایر منابع موجود و امکان توسعه کسب و کار در صورت موفقیتآمیز بودن نیز در این فصل آمده است. همچنین در این فصل به اصول اولیه بازاریابی و حفظ و نگهداری تجهیزات اشاره میشود.
در طول کتاب، کلمه "محصول" اغلب برای اشاره به آنچه یک کسب و کار به مشتریان خود میفروشند استفاده میشود. در بیشتر موارد محصول شامل خدمات و یا کالا میشوند.
نمادهای زیر در سراسر متن کتاب استفاده شده تا درک اطلاعات را آسانتر کند:
• وقتی مثالهایی از جنبههای خاص یک کسب و کار شرح داده میشود.
• هنگامی که بحثهای گروهی یا تمرینهای گروهی باید انجام شود.
• هنگامی که یک گام اصلی در فرآیند شرح داده میشود.
• هنگامی که نکات اصلی در یک بخش خلاصه میشوند.
فصل یک انتخاب کسب و کار
گام اول: آیا گروه واقعاً قصد راهاندازی یک کسب و کار کوچک را دارند؟
تسهیلگر هرگز نباید تلاش کند تا گروهی را که تمایل و اشتیاق کافی برای راهاندازی کسب و کار ندارند، متقاعد نماید. اگر گروه واقعاً عالقهمند به راهاندازی یک کسب و کار کوچک است، لازم است یک صحبت کلی در این زمینه با گروه انجام شود. تسهیلگر باید مزایا، معایب و خطرات مربوط به راهاندازی کسب و کار را برایشان شرح دهد و به آنان کمک کند تا در این مورد با هم بحث کنند.
وقتی تردیدهای اعضاء در مورد راهاندازی یک کسب و کار از بین رفت، تسهیلگر باید از درک کامل اعضاء و تعهد لازم برای مشکلات احتمالی پیشرو، مطمئن شود.
مزایای راهاندازی کسب و کار گروهی
• اعضای گروه میتوانند مهارتها، زمان و منابعشان را برای انجام کار با یکدیگر به اشتراک بگذارند. افراد مختلف تواناییهای مختلفی دارند، از طریق کار با یکدیگر گروه میتواند از این مزایا بهره ببرد. برخی افراد در کار با اعداد و ارقام، بعضی در کارهای دستی، عدهای در کارهای فنی و تعدادی نیز در برقراری ارتباط با مردم مهارت دارند.
• کار میتواند بین اعضاء تقسیم شود و از هر کسی در بهترین زمانی که در دسترس است، استفاده شود. این باعث میشود تا اگر زمانی یکی از اعضاء بیمار شود و یا در دسترس نبود مشکلی در کسب و کار ایجاد نشود. حتی سختترین کارها با کار گروهی سادهتر میشود.
• دریافت کمکهای بیرونی مانند دریافت آموزش، وام، حمایتهای دولتی و مشاوره از سازمانهای دولتی و غیردولتی برای گروه سادهتر است. برای این سازمانها دسترسی به افراد دشوارتر، پرهزینهتر و غیرعملیتر از ارتباط با گروه است.
• گروه به اعضای خود به ویژه زنان، حس اعتماد بنفس بیشتری میدهد. افراد معمولاً تمایل دارند کارهای جدید را با دیگران انجام بدهند و یا حداقل با دیگران مشورت کنند.
• تصمیمهایی که در گروه گرفته میشود اکثراً واقعبینانهتر از تصمیمهای فردی است. افراد صرفاً پیشنهادهایی را مطرح میکنند که آنها را تجربه کردهاند. بنابراین تصمیمات گرفته شده در گروه شامل مجموعهای از تجربیات افراد متفاوت است. اگر افراد مایل به صرف وقت و پول خود در گروه باشند خطرات احتمالی کمتر خواهد شد.
تسهیلگر ممکن است پیشنهاد کند به جای این که تمام کارها را با یکدیگر انجام بدهند، برخی فعالیتها مثل خریدهای کلی و یا بازاریابی به صورت انفرادی انجام شود.
مشکلات احتمالی در کسب و کار گروهی
• معمولاً تصمیمگیری درباره این که چه کسی چه کاری را انجام دهد کار سادهای نیست. برخی کارها را همه دوست دارند و برخی دیگر را هیچکس حاضر نیست انجام دهد. بنابراین گاهی تقسیم کار سبب بروز جر و بحث و ایجاد اختلاف بین اعضای گروه میشود.
• گرچه تصمیماتی که با توافق همه اعضاء گرفته میشود معمولاً بهتر از تصمیمات فردی است اما اغلب فرآیند تصمیمگیری گروهی طوالنیتر از تصمیمگیری فردی است. برخی اوقات لازم است سریع تصمیمگیری شود و در این مواقع تصمیمگیری گروهی مشکلساز میشود.
• گاهی اعضایی که وقت یا پول کمتری از سایرین صرف کردهاند، سهم برابری از سود میخواهد. وقتی اعضاء سهم نابرابر دارند تصمیمگیری در مورد میزان منافعی که باید به اعضاء تعلق بگیرد مشکل میشود.
توافق گروه در مورد دلایل راهاندازی و انتظارات آنان از کسب و کار ضروری است. آیا هدف از راهاندازی کسب و کار افزایش درآمد، گسترش کسب و کار و تبدیل آن به شغل اصلی، پر کردن وقت آزاد یا افزایش منزلت و اعتبار اجتماعی است؟
همه اعضاء باید روی میزان وقت و یا دیگر منابعی که برای کسب و کار گروهی اختصاص میدهند و سهم سودی که دریافت خواهند کرد، به توافق برسند. اگر اعضاء در مورد کسب و کار نظرات و پیشنهادهای مشابهی داشته باشند، گروه در آینده با مشکلات کمتری روبرو خواهد بود.
متداولترین مشکلات کسب و کار
هدف این تمرین کمک به گروه است تا بفهمند اگر یک کسب و کار کوچک به درستی برنامهریزی نشود، احتمال موفقیت آن کم خواهد بود. هدف این تمرین ایجاد آگاهی از متداولترین دلایل شکست و ایجاد اطمینان از انجام بررسیهای کافی برای اجتناب از بروز مشکل در جریان برنامهریزی کسب و کار است.
تمرین را با این پرسش آغاز کنید؛ از اعضاء بپرسید که آیا کسب و کارهایی را میشناسند که به شکست منجر شده باشد.
پرسشهای زیر به گروه کمک میکند تا موارد مطرح شده را تجزیه و تحلیل کند:
• فکر میکنید چرا آن کسب و کار شکست خورد؟
• چه اتفاقات یا تصمیماتی منجر به آن شد؟
• چطور میشد جلوی آن شکست را گرفت؟
از فهرست زیر برای افزودن به نکات بدست آمده توسط گروه استفاده کنید (این موارد در بخش ۲ و ۳ شرح داده شده است):
گاهی افراد قبل از شناخت و دانش کافی اصرار به راهاندازی کسب و کار دارند. در این موارد اغلب کیفیت محصولاتی که تولید میشود پایین و منجر به شکست کسب و کار خواهد شد. گروه باید به داشتن مهارتهای لازم برای راهاندازی کسب و کار به دقت توجه کنند. در صورتی که گروه این مهارتها را ندارد آیا میتواند افرادی را با این مهارتها به گروه اضافه کرد؟
گرچه یادگیری برخی از مهارتها تا حدودی ساده است، اما یادگیری و تسلط بر مهارتهای جدید نیاز به زمان زیادی دارد. وقتی هیچکس در گروه مهارتهای لازم برای انجام کسب و کاری را ندارد، انتخاب آن کسب و کار مشکل میشود، این موضوع باید قبل از انتخاب نوع کسب و کار به دقت مورد توجه قرار گیرد.
اگر مشتری برای خرید محصولات گروه وجود نداشته باشد، کسب و کار به سرعت تعطیل خواهد شد. برای نبودن مشتری دلایل مختلفی وجود دارد، اما یکی از متداولترین دلایل عدم توجه به ظرفیت بازار است.
بعضی اوقات نیز با وجود این که گروه با مطالعه دقیق کار را آغاز کرده است، اما مشتری محصولات آنها را نمیخرد. در این حالت دلایل بسیاری وجود دارد، یک دلیل میتواند این باشد که پس از یک شروع خوب، کیفیت محصولات گروه پایین آمده است و یا شاید کسب و کار مشابهی راهاندازی شده و خدمات خود را به مشتریان آنها ارائه میدهد و یا محصولات رقیب بهتر یا با قیمت کمتری عرضه میشوند. همه این دلایل میتواند تعداد مشتریان را کم کند. برای اطمینان از داشتن مشتری یا حفظ مشتری کافی، گروه باید قبل از شروع کسب و کار موارد زیر را انجام دهد:
• مشتریان اصلی خود را شناسایی کند.
• بررسی کند که آیا مشتری به اندازه کافی وجود دارد.
• نیاز مشتریان را بشناسد.
• اطمینان یابد محصولاتی که گروه عرضه میکند مطابق با نیازها و خواستههای مشتریان است.
• اطمینان یابد که کیفیت محصولات حفظ میشوند.
معمولاً تا قبل از عرضه محصولات، کارهای زیادی از قبیل یافتن مکان مناسب، خریداری ملزومات و تجهیزات، انجام تدارکات مرتبط با فروش محصول و هرکار دیگری که برای فروش محصول معمولاً لازم است باید انجام شود. نکته اصلی این است که تا قبل از شروع کسب و کار و کسب درآمد، کارهای زیادی باید انجام شود و پول زیادی هم باید هزینه شود. بنابراین باید پول کافی برای طی مراحل اولیه کار در نظر گرفته شود. به دلیل اشتباهاتی که در پیشبینی زمان لازم برای تولید محصول صورت میگیرد، گاهی ممکن است این مراحل طوالنیتر از زمان تعیین شده باشد. ابتدا زمان لازم برای این مرحله را برآورد کنید و سپس مقداری به آن بیافزایید (دو برابر کنید) تا از کافی بودن پول برای طی آن زمان مطمئن شوید.
در حین کسب و کار وقتی که پول وارد و خارج میشود باید توجه داشت که مقدار کافی پول برای اداره کسب و کار باقی بماند و همه پولها خرج نشود.
در حالیکه اقدامات مربوط به راهاندازی کسب و کار انجام میگیرد باید پیشاپیش کاالهای مصرفی نیز خریداری شوند. یعنی قبل از کسب درآمد حاصل از فروش، هزینههای مربوط به کاالهای مصرفی پرداخت شده باشد.
معمولاً کسب و کار باید کوچک شروع شود و در صورت موفقیت و وجود مشتری کافی، به تدریج رشد کند. هر چقدر کسب و کار بزرگتر باشد، هزینه شروع بیشتر میشود. هزینه بالا در شروع و قبل از رشد کسب و کار بازپرداخت تسهیلات را مشکل میکند.
زمانیکه فروش آغاز میشود و پول بدست میآید باید صورتحساب خریدها، هزینه خدمات، کارگران و غیره پرداخت شوند. بعد از آن، آنچه باقی میماند سود است. اگر گروه تمام پول نقدی را که بدستآورده خرج کند، نمیتواند چیزهایی که برای ادامه کسب و کار نیاز دارد را بخرد. مقداری از درآمد حاصله باید صرف اداره کسب و کار شود و نباید برای موارد دیگر هزینه گردد.
بدون ثبت گزارشات مالی درک مشکلات موجود در کسب و کار و تصمیمگیری درباره سهم مشارکت افراد و تقسیم سود حاصل از کسب و کار متناسب با میزان مشارکت اعضاء بسیار مشکل خواهد بود. گروه باید توانایی ثبت گزارشهای منظم از کسب و کار را داشته باشد. این گزارشها مواردی چون هزینهها، درآمدها، توزیع پول بین اعضاء و ثبت میزان خرید و فروش را شامل میشوند.
گردهم آمدن تعدادی از افراد لزوماً گروه نیست. آنها باید بتوانند با یکدیگر کار کنند و در مورد این که چگونه گروه را اداره کنند، توافق داشته باشند.
قبل از شروع یک کسب و کار، توافق گروه روی موارد زیر ضروری است:
• چه کسی چه کاری را انجام دهد
• هر فرد چه میزان مشارکت خواهد کرد
• سود چگونه تقسیم میشود
• در صورت عدم توافق چه باید کرد (زمانیکه نظرات متفاوتی وجود دارد، چه کسی تصمیم میگیرد)
توافق در موارد بالا به معنی اجتناب از بحث و جدل در هنگام راهاندازی کسب و کار است. بهتر است یک توافقنامه در ابتدای کار برای حل این چند موضوع تهیه شود.
در یک کسب و کار موفق پول درآوردن ضروری است. اگر به دوستان و خویشاوندان کاالی نسیه فروخته شود، بزودی گروه بیپول میشود.
گام دوم: انتخاب کسب و کار
انواع مشاغل
اگرچه تسهیلگر گروه نباید در انتخاب نهایی گروه مداخله کند اما میتواند مشاغل مختلفی را که برای گروه عملی است به آنان پیشنهاد کند. هدف تسهیلگر تشویق به بحث در گروه و جلب توجه آنان به انواع کسب و کارهای ممکن است تا صرفاً روی اولین نظر تصمیمگیری نکنند.
کسب و کارهای ممکن برای گروه میتواند شامل تولید برخی محصولات و یا ارائه خدماتی باشد که دیگران تمایل به خرید آن را دارند.
شاید خریداری یک کسب و کار موجود از شروع یک کسب و کار جدید مقرون به صرفهتر باشد، البته در صورتی که این امکان وجود داشته باشد.
دامداری یا کشاورزی: سبزیکاری، کاشت درختان میوه، گیاهان دارویی، پرورش آبزیان، طیور، گوسفند، بز و گاو.
تولید برخی وسایل: سبدبافی، نجاری، خیاطی، سفالگری و فلزکاری.
کارهای خدماتی: فروش محصولات کشاورزی، قصابی، نانوایی، تهیه غذا، فروش ماهی، خدمات کشاورزی (هرسکردن، سمپاشی، بذرافشانی، تولید دانه، خدمات دامپزشکی، پشمچینی گوسفندان و غیره) تعمیر رادیو، دوچرخه و جوشکاری.
اعضای گروه با کسب و کارهایی که با تواناییهای آنها متناسب است بهتر سازگار میشوند. نوع شغلی که گروه انتخاب میکند باید با میزان تحصیلات، سرمایه، وقت و میزان اشتیاق و تجربه اعضاء هماهنگی داشته باشد.
بهترین پیشنهاد کسب و کار
در هر تمرین تسهیلگر باید با طرح پرسشهایی از قبیل پرسشهای زیر گروه را تشویق کند تا نظرات بیشتری را مطرح نمایند.
• چه کار دیگری میتوان با این منابع انجام داد؟
• آیا در منطقه مجاور نیاز مشابهی وجود دارد؟
• چه چیزی دیگری را میتوان تولید کرد؟
• به چه طریق دیگری میتوان این مسئله را حل کرد؟
این تمرین با تشکیل گروههای دو نفری آغاز میشود. از اعضای گروه بخواهید هر کدام به مدت ۱۵ دقیقه در مورد این که مایل به خرید و یا استفاده از چه چیزی در محل زندگی خود هستند که در حال حاضر در دسترس نیست، بحث کنند. از آنها بخواهید هر نفر حداقل ۲ مورد را بگویند (هر گروه ۴ نظر ارائه کنند). بحث کردن در گروههای دو نفره، همه افراد گروه را تشویق به شرکت در بحث و ارائه نظر خواهد کرد.
وقتی همه تمرین را تمام کردند از یکی از اعضاء بخواهید نظراتشان را بیان کنند. همه نظرات را روی یک تخته (یا روی یک برگه کاغذ بزرگ) بدون هیچ تغییری بنویسید.
مجدداً از گروههای دو نفری بخواهید ۱۵ دقیقه در مورد این که در چه زمینههایی برای کسب و کار مهارت یا توانایی خوبی دارند، بحث کنند. ممکن است فردی بتواند سبد ببافد، دیگری بتواند خوب بنویسد یا فردی بسیار خلاق و دیگری در کارهای دستی بسیار خوب باشد.
هر نفر باید حداقل دو کاری را که میتواند به خوبی انجام دهند را بنویسند. به گروه یادآوری کنید هر فردی یک مهارت خوب دارد ولی بیشتر افراد دارای چندین مهارت خوب هستند.
بعد از انجام تمرین ۲-۲ اعضای گروه باید چند روز پی در پی در محل زندگی خود در مورد آن چه مردم میخواهند یا نیاز دارند اما در آنجا قابل دستیابی نیست به جستجو بپردازند. اگرچه این تمرین میتواند به طور انفرادی انجام گیرد اما در صورتی که در گروههای دو نفری انجام شود نتایج بهتری بدست خواهد آمد.
اعضای گروه در بررسی خود باید به مشاهده مردم منطقه خود بپردازند و ببینند آنان بیشتر چه کارهایی انجام میدهند. همچنین باید با مردم صحبت کنند و از آنان بپرسند، چه چیزهایی میخرند و چرا؟ دوست دارند چه چیزهای دیگری در بازار منطقه خود پیدا کنند؟ و به چه خدماتی در آنجا نیاز دارند؟
جلسه بعدی از هر فرد یا هرگروه دو نفری بخواهید گزارش خود در مورد کمبودها، نیازها و چیزهای مورد مشاهده در منطقه خود را ارائه کنند و تمام نظرات را بدون ذکر انتقاد و یا پیشنهاد بنویسید. در این مرحله فقط جمعآوری تعداد پیشنهادات بیشتر اهمیت دارد هر چند ممکن است برخی از آنان غیرعملی باشند.
از گروه بخواهید فهرستی از منابع موجود در روستا را تهیه کنند. هر یک از موارد زیر را در یک کاغذ جداگانه بزرگ بنویسید.
۱. مواد (مانند درخت، خاک، پارچه، پشم)
۲. امکانات (مانند زمین، ساختمان، وسیله نقلیه)
۳. خدمات (مانند آب، برق، گاز، تلفن و غیره)
نتایج تمرین ۲-۱ (نیازهای افراد) و تمرین ۲-۳ (نیازهای منطقه) را با سنجاق به دیوار بچسبانید. اینها فرصتهای بالقوه کسب و کار را نشان میدهند.
با گروه برای حذف موارد غیرعملی، غیرمنطقی و غیراخالقی بطور مختصر بحث کنید. گروه را تشویق کنید در حالیکه نظرات غیرعملی را حذف میکنند، از بین نظرات مشابه که مشکلات مشابهی را مطرح میسازند نظرات عملیتر را مورد توجه قرار دهند.
با اصلاح یک پیشنهاد غیرعملی میتوان به یک پیشنهاد عملی دست یافت. هر نظر جدید را به فهرست اضافه کنید.
فهرست نتایج تمرین ۲-۲ (مهارتها) را به دیوار سنجاق کنید و از گروه بخواهید نظرات مطرح شده در مورد کسب و کار را با مهارتهایشان مقایسه کنند.
هرکسب و کاری که گروه مهارت لازم برای انجام آن را ندارد و یا به سادگی نمیتواند بیاموزد را حذف کنید. پس از آن، فهرست بدست آمده در تمرین ۲-۴ (منابع) را به دیوار چسبانده و به گروه کمک کنید تا کسب و کارهای پیشنهاد شده را که به دلیل عدم وجود منابع قابل اجرا نیستند را حذف کنند.
یک کسب و کار موفق باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:
• استفاده از منابع موجود در منطقه
• وجود نیروی کار پرتوان و پرتلاش
• تطابق با فرهنگ جامعه
حال همه اعضای گروه باید سه پیشنهاد از پیشنهادات شغلی موجود در فهرست را که بیشتر به آن تمایل دارند، انتخاب کنند. برای انجام این کار لازم است حدود ۱۵ دقیقه به گروه فرصت بدهید. وقتی همه اعضاء روی سه پیشنهاد شغلی که بیشتر به آن تمایل دارند، به توافق رسیدند، تعداد آراء را بشمارید و نهایتاً سه پیشنهاد که باالترین رأی را بدست آورده انتخاب کنید.
گروه باید بطور مختصر در مورد امکانات مورد نیاز برای هر پیشنهاد شغلی بحث کنند (مهارتها، منابع، پول و غیره). برای انتخاب یک پیشنهاد از بین سه پیشنهاد، گروه باید موارد زیر را مورد توجه قرار دهد:
• در مورد سختیهای که در شروع یک کسب و کار باید تحمل کرد صحبت کنید. بهتر است تمام اعضای گروه اشتیاق انجام آن کسب و کار را داشته باشند. اشتیاق به آنان کمک خواهد کرد تا در دوران سخت کاری نیز با عالقه کار کنند.
• در مورد شانس موفقیت در کار با هم بحث کنید. بهتر است از انتخاب شغلهای پرخطر پرهیز شود. انتخاب نکردن شغلهای پرخطر خود به عنوان فرصتی برای موفقیت در کسب و کار است.
• در مورد تعداد افراد مورد نیاز برای کسب و کار انتخاب شده گفتگو کنید (باید به اندازه کافی کار برای همه اعضاء وجود داشته باشد). اگر در یک کسب و کار تعداد کمی از اعضاء مشغول به کار شوند، میتوان برای ایجاد اشتغال تمام اعضاء بیش از یک کسب و کار را انتخاب کرد. آیا امکان اداره کسب و کار انتخاب شده توسط زنان و مردان با یکدیگر وجود دارد؟ و یا بهتر است فقط مردان یا فقط زنان آن را اداره کنند؟ در بعضی موارد مردان و زنان در صورت جدا بودن وظایفشان از یکدیگر به خوبی میتوانند در کنار هم کار کنند.
در کار گروهی اینکه همه اعضاء، و نه فقط رهبرگروه، روی نظرات انتخابی توافق داشته باشند، اهمیت دارد. گاهی فردی مقتدر بدون آنکه افراد متقاعد شوند آنها را وادار به پذیرش نظر خود میکند. کسب و کارهایی که بیشتر مطابق با نظر یک نفر است و نظرات دیگر اعضای گروه را ندارد بعید است به نتیجه برسد.
حال گروه باید یک پیشنهاد از سه پیشنهاد برتر را که فکر میکنند احتمال موفقیت بیشتری دارد، پرطرفدار است و همه اعضاء گروه میتوانند در اداره آن کسب و کار نقش داشته باشند را انتخاب کند.
گام سوم: انجام مطالعه امکان سنجی
باید به موارد زیر، قبل از آن که جلوتر برویم یا پول گروه را صرف آن کنیم توجه شود:
• آیا گروه امکانات مورد نیاز را دارد؟
• آیا همه منابع فراهم یا قابل دسترس است؟
• هزینه تولید محصولی که گروه قصد فروش آن را دارد چقدر است؟
• پولی که گروه برای ارائه محصولات یا خدمات دریافت خواهد کرد چقدر است؟ آیا هزینهها را پوشش میدهد؟ آیا قیمت از نظر مشتریان خیلی باالست؟
• اداره مالی گروه چگونه خواهد بود؟
• مشتریان چه کسانی هستند؟ آنها به چه چیزی عالقهمند هستند؟ قیمت کمتر و یا کیفیت بهتر؟ در حال حاضر آنها چه میخرند؟
• چه کس دیگری مشابه آن محصول را تولید یا آن خدمت را ارائه میدهد؟ آیا این احتمال وجود دارد که دیگران نیز شغل مشابهی را راهاندازی کنند؟
الف) برای اداره کسب و کار چه چیزی مورد نیاز است؟
تلاش برای فکرکردن و فهرستکردن همه چیزهای مورد نیاز کار سادهای نیست اما فراموش کردن آن بسیار ساده صورت میگیرد.
تمرین زیر را انجام دهید. در این تمرین از پرورش طیور به عنوان یک مثال شغلی که گروه آن را انتخاب کرده، استفاده میشود.
بحث با گروه را با هدایت آنان به جریان یک روز زندگی کاری از طریق پرسیدن سوالات مشابه زیر شروع کنید:
• صبح است و شما تصمیم دارید به النه طیوری که متعلق به گروه است بروید.
• این النه کجاست و شما چطور به آنجا میروید؟
• بعد از رفتن به النه اولین کاری که میکنید چیست؟
• با چه چیزی به جوجهها غذا میدهید؟
• غذای آنها را از کجا تهیه میکنید؟
• چه کس دیگری آنجا کار خواهد کرد؟ و غیره
گروه باید همه چیزهایی را که درباره آن صحبت میکند را روی ورقه کاغذ فهرست کند (بنویسد). عالوه بر سوالات فوق، سوالات دیگری از گروه بپرسید تا مطمئن شوید چیزی فراموش نشده است.
فهرست موارد مورد نیاز کسب و کار عبارتند از:
• مواد اولیه
• نیروی کار
• مهارتها
• وسایل یا تجهیزات
• زمان
• ساختمانها
• زمین
• حمل و نقل
• مجوزهای کسب و کار
• حمایتهای دولتی
ب) فهرست مورد نیاز از کجا تهیه خواهد شد؟
با پرسیدن سوالات زیر به گروه کمک کنید تا بدانند هر یک از موارد مورد نیاز برای اداره کسب و کار را باید از کجا تهیه کنند:
• آیا همه مواد مورد نیاز در آن منطقه موجود است؟
• آیا میتوان با اطمینان محصولات را عرضه کرد؟
• این اطمینان در تمام سال یا در فصلی از سال وجود دارد؟
• آیا مواد اولیه از کیفیت کافی برخوردار هستند؟
• چه کس دیگری از آن منابع استفاده میکند؟
• آیا رقابت برای تهیه منابع و مواد اولیه وجود خواهد داشت؟
• آیا هماکنون خدماتی مانند آب و برق در آنجا وجود دارد؟ اگر نه، هزینه تأمین آنها چقدر است؟
• بذر، کود، خاک، درخت، فلز، آرد، قطعات یدکی یا سایر مواد اولیه مورد نیاز برای تولید را از کجا باید تهیه کرد؟
• مواد مورد نیاز چگونه حمل و نقل میشوند؟ آیا نیاز به مکانی به عنوان انبار خواهد بود؟
• در مورد تجهیزات چه باید کرد؟ درکجا نگهداری و تعمیر خواهند شد؟ توسط چه کسی؟
• در صورت نیاز به داشتن مجوز کسب و کار، این مجوز را از کجا باید بگیرند؟
• برای اداره کسب و کار چند نفر مورد نیاز خواهد بود؟ آنها چه کسانی هستند؟
• آیا آنها همگی از اعضای گروه هستند یا افراد دیگری نیز مورد نیاز هستند؟
• گروه هماکنون مهارتهای مورد نیاز را دارد یا میتواند آن را یاد بگیرد؟چگونه؟ کجا؟ چه وقت؟
• اگر طرح و یا اطلاعات تخصصی مورد نیاز است اینها از کجا بدست خواهند آمد؟
ج) برآورد هزینهها
حال گروه باید هزینه کلی همه موارد فهرستشده را محاسبه کند. سپس برای هر مورد در فهرست، برآورد هزینه مربوطه را کنار آن بنویسد. گروه با توجه به تجارب خود به راحتی قادر خواهد بود برخی از این هزینهها را برآورد کند و مواردی را که نمیداند با پرسش از دیگران بدست آورد.
در این مرحله ارقام محاسبه شده لازم نیست دقیق باشند، فقط هدف این است که گروه بداند کسب و کار عملی است یا خیر.
• در صورتی که مهارتهایی باید آموخته شود، هزینه یادگیری چقدر است؟
• اگر نیروی کار اضافه مورد نیاز است، چقدر به آنها باید پرداخت شود؟
• هزینه اجاره یا خرید ساختمان (محل کار) چقدر خواهد بود؟
• هزینه تجهیزات یا ابزارها چقدر است؟
• هزینههای جاری مانند حمل و نقل مواد اولیه و غیره چه مقدار خواهد بود؟
در این مرحله تسهیلگر باید از آنان بپرسد چه کسی گزارشات مالی را ثبت و نگهداری خواهد کرد و چه کسی حسابداری را انجام میدهد. ممکن است در گروه فردی دارای تجربه ثبت گزارشات و یا فردی که حسابداری میداند باشد و تمایل به همکاری داشته باشد.
هزینههای ثابت و متغیر
بسیار مهم است که گروه تفاوت بین هزینههای ثابت و متغیر را بداند و فهرست هزینهها را به دو بخش متغیر و ثابت تقسیم کند. این به گروه کمک خواهد کرد تا عالوه بر نظارت بر کسب و کار سطح سودآوری تولید را تعیین کند.
د) تعیین قیمت فروش برای محصولات گروه
قیمتگذاری درست یک کاال بسیار مهم است. اگر قیمت یک محصول زیاد باشد به اندازه کافی فروش نخواهد رفت. این احتمال وجود دارد که کسی این محصول را با قیمت کمتری بفروشد.
اگر قیمت یک محصول کم باشد، احتمالاً پول کافی از کسب و کار برای پرداخت هزینهها بدست نخواهد آمد. با وجود اینکه قیمت یک محصول بستگی به توانایی پرداخت مردم دارد، گروه باید مراقب باشد تا فروش محصول هزینهها را تأمین کند.
مثال: اگر نانوایی هر روز ۱۰۰ نان بپزد هزینه کلی آن ۳۰۰۰۰ تومان است. اما اگر فقط ۵۰ نان در هر روز بپزد هزینه کلی ۲۰۰۰۰ تومان خواهد بود. با وجود اینکه نانهای پخته شده نصف شده ولی هزینههای تمام شده بیشتر از نصف است. این به این دلیل است که برخی هزینهها با تغییر تعداد نانها تغییر نمیکنند. برای مثال:
• اجاره نانوایی باید پرداخت شود
• هزینه برق همان مقدار خواهد بود
• هزینه وسیله نقلیه برای بردن نانها به بازار تغییری نمیکند.
اگر قیمتی که مردم توان پرداختش را دارند کمتر از قیمت تمام شده محصول باشد، افزایش قیمت مشکل را حل نمیکند. در واقع مردم محصول را نخواهند خرید. در این صورت بهتر است گروه هزینههای ثابت و متغیر را مجدداً بررسی کند تا ببیند آیا امکان کاهش آنها وجود دارد یا خیر. البته کاهش هزینهها نباید باعث کاهش کیفیت محصول شود چون در این صورت هم مردم کمتری آن محصول را خواهند خرید. قیمت فروش باید در این مرحله تعیین شود اما پس از راهاندازی کسب و کار نیز قابل بازبینی خواهد بود.
ه) تأمین مالی
سرمایههای مورد نیاز برای راهاندازی یک کسب و کار باید از پسانداز گروه و اعضاء بیاید (در فصل ۳ بخش پسانداز گروه بیشتر میخوانید).
آیا این پول برای همه هزینهها تا قبل از فروش محصول کافی است؟ اگر نیست، از کجا باید این پول تأمین شود؟ آیا اعضای گروه میتوانند پول بیشتری بگذارند؟ آیا میتوانند از بستگانشان پول قرض کنند؟ آیا منبع دیگری وجود دارد؟
آیا واقعاً همه پول لازم است یا میتوان با قسمتی از آن کار را شروع کرد؟ شاید بتوان برخی چیزها را به جای خرید قرض گرفت و یا از یک النه کوچکتر استفاده کرد.
حتی اگر گروه خیلی خوب برنامهریزی کند، ممکن است اشتباهاتی رخ بدهد. برای مثال قیمتها به طور غیرقابل منتظرهای افزایش یابد و یا وسیلهای خراب شود و نیاز به تعمیر پیدا کند. گروه باید کمی پول را به عنوان ذخیره برای هزینههای غیرقابل پیشبینی کنار بگذارد. پنج تا ۱۰ درصد هزینه راهاندازی یک کسب و کار، مبلغ منطقی برای هزینههای غیرقابل پیشبینی است.
اگر گروه اطمینان کافی از پیشنهاد کسب و کار و خطرات آن ندارد، بهتر است در این مرحله پولی قرض گرفته نشود، چرا که وام باید بازگردانده شود.
و) مشتریان خود را بشناسید
زمانی که محصول مشخص شد، گروه باید این سوالات را از خود بپرسد:
• افرادی که محصول گروه را میخرند چه کسانی هستند؟ آیا آنان زن، مرد، کودک، صاحبان کسب وکار و یا خانوارها هستند؟ آنها در کجا زندگی میکنند؟ آنها چه میخواهند؟ به چه چیزی بیشتر عالقهمند هستند؟ درک درست از آنچه مشتری میخواهد، به گروه کمک میکند تا آنچه را آنان می خواهند تولید کنند.
• آیا محصولی را که آنان میخواهند تولید کنند برای مشتریان مناسب است؟
• آیا مشتریهای دیگری هم ممکن است به این محصول عالقهمند شوند؟
• گروه فکر میکند چقدر مشتری در منطقه وجود دارد؟ آیا این تعداد برای ادامه کار کسب و کار کافی است؟
• آیا مشتریهای دیگری در مناطق نزدیک وجود دارند؟ چقدر؟ آیا امکان فروش محصول در آنجا وجود دارد؟ آیا برای گروه امکان پذیر است که محصول را به آنجا ببرند؟ آیا کس دیگری این محصول را در آنجا میفروشد؟
در صورت لزوم تسهیلگر میتواند با یک یا چند عضو گروه به سایر مناطق برود و فروش محصول در آنجا را بررسی کند.
ز) بحث در مورد رقابت
در مورد این موضوع با گروه بحث کنید و به آنان کمک کنید تا به رقبای خود فکر کنند.
کسب و کاری که بخواهد به مدت طوالنی ادامه یابد، باید یاد بگیرد که با رقبای خود مقابله نماید و با تغییر شرایط خود را تغییر و تطابق بدهد (همه کسب و کارهای موفق رقیب دارند).
چقدر نسخهبرداری از کسب و کار گروه راحت است؟ اگر این کار راحت باشد به محض این که گروه این کسب و کار را راهاندازی کنند، سایرین آن را نسخهبرداری میکنند. سوالات زیر را از گروه بپرسید:
• آیا مشتری کافی برای هر کسی که این کسب و کار را راهاندازی کند وجود دارد؟
• اگر خیر؟ آیا گروه میتواند محصولی تولید کند که مزایایی نسبت به سایر محصولات مشابه داشته باشد؟ کیفیت بهتر، خدمترسانی سریعتر، بستهبندی و برچسبهای بهتر؟
• اگر مشتری کافی برای محصول گروه و رقیبشان وجود ندارد، گروه چه میتواند بکند؟
• آیا امکان دارد که محصول و یا سرویس خود را تغییر بدهند و چیز دیگری تولید کنند تا بتوانند به کسب و کارخود ادامه دهند.
در این مرحله گروه باید یک تصور روشنی از هر آنچه برای راهاندازی یک کسب و کار لازم است، داشته باشند و بدانند که آیا باز هم میخواهند به این کار ادامه بدهند یا خیر. ممکن است آنها مایل به شروع کسب و کار گروهی باشند اما متوجه شوند که این پیشنهاد به اندازه کافی عملی نیست و یا بلندپروازانه است. در این صورت بهتر است به عقب برگردند و فهرست پیشنهادات برای کسب و کار را مجدداً بررسی کنند و یک مورد دیگر را انتخاب نمایند. قبل از رفتن به فصل بعدی باید برای پیشنهاد جدید امکانسنجی کنند.
تا به اینجا گروه باید:
• درک درستی از مزایا و مشکلات راهاندازی یک کسب و کار داشته باشند.
• از عوامل اصلی که موفقیت یک کسب و کار را ضعیف و یا محدود میکند آگاه باشند.
پیشنهاد یک کسب و کار براساس عوامل زیر انتخاب میشود:
• آنچه در جامعه محلی مورد نیاز است
• آنچه گروه میتواند انجام بدهد
این کار نیاز به بررسی در زمینههای زیر دارد:
• در دسترس بودن همه منابع مورد نیاز آنان
• هزینه تولید محصول و قیمتی که آنان میتوانند آن را بفروشند
• راههای تأمین مالی هزینههای کسب و کار
• کسانی که محصول را میخرند
• کسانی که با آنان رقابت میکنند
مرحله بعدی مربوط به جزئیات برنامهریزی برای کسب و کار است.
فصل دو برنامهریزی برای کسب و کار
گروه قبلاً یک امکان سنجی ساده را برای کسب و کار پیشنهادی انجام داده است (بخش یک). تاکنون جلسات بحث برگزار شده و فهرستی نیز از مواد مورد نیاز پیشبینی شده، تهیه شده است. اکنون گروه باید به طور منطقی اطمینان حاصل کند که پیشنهاد آنها عملی است و اعداد و ارقام را به طور واقعی بررسی نماید. در این مرحله باید هزینههای واقعی به جای هزینههای پیشبینی شده در نظر گرفته شود و همچنین مسئول تدارکات (کارپرداز) برای همه چیز مشخص گردد. این تنها یک تمرین نیست، بلکه آمادگی حقیقی برای راهاندازی کسب و کار گروهی است.
گام اول: تقسیم وظایف و شروع کار
۱( کارهایی که باید قبل از انجام هر چیزی صورت گیرد (عملیات راهاندازی).
۲( کارهایی که در حین اجرای کسب و کار باید انجام شوند (عملیات اجرا).
این اقدامات عبارتند از:
• پیدا کردن مکان و ساختمان مناسب و تامین امکانات لازم نظیر برق، آب، گاز و غیره
• تهیه تجهیزات و ابزار کار
• تامین مواد اولیه مورد نیاز و مشخص کردن مسئول تدارکات (کارپرداز)
• تصمیمگیری در خصوص تقسیم مسئولیت مربوط به هر بخش از کسب و کار
• بهکارگیری افرادی خارج از گروه، در زمانی که اعضای گروه نتوانند به تنهایی همه کارها را انجام دهند.
گروه باید اطمینان حاصل کند که:
• حداقل یک فرد قابل اطمینان برای تهیه مواد اولیه مورد نیاز وجود دارد
• همه تجهیزات لازم به درستی کار میکنند
• همه افراد دخیل در کار می دانند که چه کاری را باید انجام دهند و می توانند آن را به درستی انجام دهند
• یک مکان مناسب برای انبار کردن مواد اولیه و محصولات تولید شده قبل از این که به فروش برسند، وجود دارد
• همه مقدمات لازم برای فروش محصولات بررسی شده اند. برای مثال، اگر لازم است محصول در یک دکه فروخته شود، باید مقدمات اجاره یا خرید آن را انجام دهند. ممکن است برای این کار مجوز شهرداری لازم باشد که در اینصورت باید برای گرفتن مجوز نیز باید اقدام شود.
عملیات اجرایی
این بخش موارد زیر را دربر میگیرد:
• خریدن مواد اولیه (مثال آرد برای نانوایی) و اطمینان حاصل کردن از امکان تامین دائمی مواد اولیه
• اقدامات مربوط به فرآوری و تولید محصول
• بستهبندی
• فروش محصولات
• ثبت گزارشات مالی و مستندات
• ارزیابی کیفیت محصول
گام ۲: تصمیم بگیرید چه کسی چه کاری را انجام دهد
در همین ابتدا باید تصمیم گرفته شود هر کسی دقیقاً چه کاری را انجام دهد. البته همه اعضای گروه به خصوص در هنگام شروع باید در بیشتر بخشهای کسب و کار مشارکت داشته باشند. با این وجود بهتر است هر کدام از اعضاء مسئولیت هماهنگی یک بخش خاص از کسب و کار را به عهده بگیرند. بخشهای اصلی یک کسب وکار که معمولاً یک یا چند نفر را درگیر میکند به شرح زیر هستند:
آ) فراهم کردن مواد اولیه (مسئول تدارکات)
وظایف اصلی مسئول تدارکات عبارتند از:
• همه مواد اولیه مورد نیاز برای کسب و کار لازم است در زمان و مکان مناسب موجود باشد و با هزینه مناسب تهیه شوند. اقداماتی که لازم است انجام شود عبارتند از: رفتن به بازار برای خرید مواد مورد نیاز، انتقال مواد اولیه و سایر تجهیزات به محل استقرار گروه یا هماهنگی جهت حمل و نقل آنها، پیدا کردن فروشندههای جایگزین برای خرید مواد اولیه، اگر فروشنده قبلی قابل اطمینان نیست.
• در نظر گرفتن انباری برای مواد اولیه. برای مثال اگر میخواهید یک نانوایی راهاندازی کنید، خرید کلی آرد به میزان زیاد ارزانتر تمام خواهد شد. از طرفی، مسئول تدارکات باید اطمینان حاصل کند مواد اولیه در جایی ذخیره میشوند که از موش، حشرات و رطوبت درامان خواهند بود.
• کنترل کیفیت مواد ذخیره شده در انبار تا کسب و کار بدون وقفه به کار خود ادامه دهد. مقدار مواد اولیه نباید خیلی بیشتر از مقدار مورد نیاز باشد، بخصوص که قبل از مرحله کسب درآمد باید برای آن ها هزینه شود. مزایای خرید انبوه باید با میزان هزینهای که برای آن میشود مقایسه گردد.
• مذاکره در مورد قیمتها با مسئول تدارکات جهت تامین دائمی مواد اولیه. مسئول تدارکات باید بررسی کند که آیا فروشندگان مواد اولیه شکلهای مختلف پرداخت هزینه را میپذیرند. برای مثال: خرید نسیه مواد اولیه و یا تاخیر درپرداخت هزینه تا زمان فروش محصولات. این روش به کسب و کار خصوصاً در مراحل اولیه که هنوز چیزی فروخته نشده است کمک میکند. مبادله کاال. یعنی مسئول تدارکات مواد اولیه مورد نیاز کسب و کار گروه را در مقابل ارائه کاالها یا خدمات گروه تهیه نماید. مثال اگر گروهی سبزیجات تولید میکند، آیا مقداری سبزیجات میتواند به جای هزینه خرید بذر در نظر گرفته شود؟
فردی که این نقش را دارد، کسی است که:
• تمایل دارد و قادر است به فروشگاهها و سایر مکانها برای پیدا کردن مواد اولیه برود.
• میتواند با مردم خوب معامله کند.
• میتواند بخواند و بنویسد و محاسبات ساده را انجام دهد تا بتواند با افرادی که مواد اولیه را میفروشند، توافق کند.
ب) فرآوری، تولید و ارائه خدمت (مسئول تولید)
وظایف اصلی مسئول تولید عبارتند از:
• اطمینان حاصل کردن از اینکه محصول دارای کیفیت لازم و مطلوب است، به مقدار لازم تولید شده است، در زمان مناسب تولید شده است، با کمترین هزینه و با بهترین کیفیت ممکن تولید میشود.
• در صورت لزوم آموزش نحوه تولید محصول به اعضای گروه
• اطمینان حاصل کردن از کافی بودن تعداد افرادی که مشغول کار هستند.
این مسئولیتها به معنی درگیر شدن کامل در روند تولید است، اما به این معنی نیست که مسئول تولید تنها فردی است که قرار است محصول را تولید کند. مسئول تولید باید فرآیند تولید را هماهنگ کند نه این که کل فرایند را به تنهایی انجام دهد.
فردی که این نقش را دارد، کسی است که:
• از لحاظ فنی مهارت انجام کار را داشته و یا در غیر این صورت تمایل به مهارتآموزی داشته باشد.
• میتواند در محل کسب و کار به طور دائم حضور داشته باشد و نسبت به بقیه افراد، ساعتهای طوالنیتر را آنجا بگذراند.
وقتی که محصول خیلی پیچیده است، گروه میتواند نقش مسئول تولید را بین دو نفر تقسیم کند.
وقتی که گروه یک خدمت را عرضه میکند، این مسئولیت شغلی هم چنان وجود دارد. با وجود آنکه مسئولیتها همانهایی خواهند بود که برای مسئول تولید ذکر شد، اما گروه میتواند فرد مورد نظر را مسئول خدمات خطاب کند.
برای مثال، در یک نانوایی، مسئول تولید در واقع مسئول پخت نان، نظارت بر پخت مناسب آن و بررسی مطلوب بودن کیفیت نان میباشد. این فرد یا خودش کار پخت را انجام میدهد یا بر پخت آن توسط افراد دیگر نظارت میکند. اگر گروه پرورش سبزیجات دارد، مسئول تولید کارهایی از قبیل آماده کردن زمین کشاورزی، کاشت بذر، از بین بردن علفهای هرز، برداشت و یا کارهای دیگر را انجام میدهد.
پ) ثبت گزارشات و اسناد مالی (حسابدار)
مسئولیتهای اصلی حسابدار عبارت است از:
• ثبت کردن سهم مشارکت اعضاء، مقدار پول صرف شده، چیزهای خریداری شده و مقدار پول بدست آمده از فروش محصول
• ثبت گزارشات و مستندات به طوری که همه اعضاء به راحتی متوجه شوند که پول آنها در کجا خرج شده و برای پولی که از کسب و کار بدست آمده چه اتفاقی افتاده است
• تهیه ترازنامه ساده از سود و ضرر و جریان نقدینگی برای نظارت بر کسب و کار
• آگاه کردن مداوم گروه از مقدار پول صرفشده، ذخیره شده، گمشده و یا حاصل شده.
فردی که این نقش را دارد، کسی است که:
• اساساً با سواد است و میتواند محاسبات ساده را انجام دهد.
• فردی مقرراتی و دارای نظم و انضباط است به طوریکه اسناد مالی را مرتب و منظم ثبت میکند.
• مقدار سود و زیان و نحوه محاسبه آنها را میداند (همانطوریکه بعداً در این کتاب توضیح داده خواهد شد).
ت) بازاریابی و فروش (مسئول فروش و تبلیغات)
وظایف اصلی مسئول بازاریابی عبارتند از:
• فهمیدن اینکه مشتریها چه میخواهند.
• مطمئنشدن از این که محصول مورد نظر و مورد پسند مشتریها تولید میشود (مشورت کردن با گروه در زمینه چگونگی تغییر محصول، خدمت و یا بستهبندی).
• اطمینان حاصل کردن از این که مشتریها درباره محصول اطلاعات کافی دارند و میدانند از کجا آن را تهیه کنند، همچنین این فرد، باید تبلیغات را برنامهریزی و سازماندهی کند.
• تنظیمکردن همه قراردادهای فروش (غرفهها، مجوز فروش، حمل و نقل وسایل و صندوق برای نگهداری پول و اسناد و ...)
• هماهنگکردن این که هر کدام از اعضاء چه زمانی کار فروشندگی را انجام دهند.
• بررسی اینکه چه رقبایی برای گروه وجود دارد.
فرد دارنده این نقش کسی است که:
• به طور قابل توجهی فرد خوشبرخوردی است.
• سرشار از پیشنهادهای ناب است.
• از کار کردن با مردم لذت میبرد.
• صحبت کردن با مردم را دوست دارد.
ث) مدیر عامل (مدیر کسب و کار)
مسئولیتهای اصلی مدیر عبارتند از:
• اطمینان حاصل کردن از اینکه نقشهای مختلف و وظایف به درستی انجام میشوند، این بدین معنی است که او همیشه باید آگاه باشد که در هر لحظه در هر یک از بخشها چه رخ میدهد و یا چه مشکلاتی وجود دارد.
• درگیر بودن در همه تصمیمات اساسی و مهم
• ایجاد انگیزه در گروه
فرد دارنده این نقش کسی است که:
• یک رهبر خوب است.
• مورد قبول گروه است و افراد از او حرفشنوی دارند.
• توانایی دارد که با همه اعضای گروه خوب کار کند.
• میتواند تصویر کلی از کسب و کار فراهم کند، نه فقط جزئیات.
• میتواند سریع تصمیمهای خوب بگیرد.
گام سوم: توافق کردن بر سر قوانین
این مشکلات را با گروه در میان بگذارید و بر سر قوانین توافق کنید. به گروه کمک کنید تا در موارد زیر تصمیم بگیرد:
• چگونه سود حاصل شده بر اساس میزان مشارکت اعضاء تقسیم خواهد شد (پول، صرف وقت، منابع)؟
• چگونه مقدار زمان صرف شده هر فرد برای کسب و کار ثبت و در تقسیم سود بین اعضاء در نظر گرفته میشود؟
• اگر فردی گروه را ترک کند، چه اتفاقی برای مشارکت آن فرد (پول، صرف وقت، منابع) میافتد؟
• اعضای جدید در چه زمانی و چه مقداری از سود را دریافت میکنند؟
• چه اتفاقی میافتد اگر به جای سود، ضرر حاصل شود؟
• چگونه اختلاف نظرها حل و فصل میشوند؟ توسط کل گروه، اکثریت یا توسط مدیر؟
گام چهارم: تصمیم بگیرید کسب و کار چقدر گسترده باشد
اندازه ساختمان، زمین، تجهیزات و غیره همگی بستگی به این دارد که گروه چه مقدار پول و منابع را در اختیار دارد. معمولاً حتی اگر گروه به اندازهای کافی منابع برای راهاندازی یک کسب و کار بزرگ را داشته باشند، بهتر است ابتدا با یک کار کوچک شروع کند و هم زمان با فروش محصول آن کسب و کار را گسترش دهد.
با پرسیدن سوالهای زیر به گروه کمک کنید تا درباره اندازه گروه تصمیم بگیرند:
• چه تعداد مشتریهای بالقوه وجود دارند؟ (آنها باید پاسخ این را از مطالعات امکان سنجی بدانند).
• آیا مقدار تولید/ فروش در طول سال متفاوت خواهد بوده؟ در طول یک هفته چطور؟
• پس از تعیین هدف، چقدر زمان برای این کسب و کار لازم است؟ آیا اعضای گروه قادرند زمان لازم را برای راهاندازی کسب و کار صرف کنند؟
• چند واحد از محصول هر روز/ هفته/ فصل (با توجه به نوع کسب و کار) تولید میشود؟ یک نانوایی هر روز چند قرص نان میپزد؟ یک سفالگری چند گلدان سفالی میتواند تولید کند؟ چند گونی پیاز را میتوان در یک فصل تولید کرد؟
• کوچکترین اندازه برای راهاندازی کسب و کار چقدر است؟
• گروه چه مقدار میتواند در هزینههای اولیه راهاندازی کسب و کار سرمایهگذاری کند؟
• حداقل هزینههای ثابت چقدر است؟
• آیا راههای متفاوتی برای انجام کارها وجود دارد؟
• چگونه گروه تصمیم خواهد گرفت که کسب و کار را گسترش دهد؟
• آیا گروههای دیگری تمایل دارند کسب و کار مشابهی را راهاندازی کنند؟ آیا کسب و کارهای موجود محصول یا خدمت مشابهی را تولید میکنند؟ قبل از اینکه شروع کنند، چقدر طول میکشد؟ آیا برای همه آنها جای کسب و کار خواهد بود؟
گام پنجم: شروع کسب و کار
• تصمیم گرفته است چه نوع کسب و کاری را راهاندازی کند.
• مطالعات امکان سنجی را انجام داده و به طور منطقی میداند که پیشنهاد آنها عملی است یا خیر.
• برآوردهای دقیقی از هزینههای شروع و راهاندازی کسب و کار دارد.
• نقشها و مسئولیتها را بین اعضای گروه تقسیم کرده است.
• میدانند برای شروع، گستردگی کسب و کار تا چه اندازه باید باشد.
بنابراین بهتر است برای شروع آماده باشد.
وقتی مسئولین مختلف انتخاب شدند، گروه باید تا جایی که ممکن است آنها را در هر کاری که مربوط به حوزه فعالیت آنهاست، وارد کند. به طور کلی، تسهیلگر باید تلاش کند کار هماهنگ کردن جلسات بحث و گفتگو را به مدیر گروه واگذار کند. این کار باعث میشود تا او بیشتر با کارکرد دیگران آشنا شود و به همه جنبههای مختلف کسب و کار آگاهی پیدا کند.
بیشتر فعالیتهایی که در زیر ذکر شده است میتوانند همزمان انجام شوند. اینها وظایف مسئولین مختلفی است که نامشان در پرانتز پیشنهاد شده بود. همچنین مدیر باید از روند انجام هر فعالیت آگاه باشد و در تمام تصمیمات اساسی نیز دخیل باشد.
اقدامات اصلی برای راهاندازی:
• تأمین بودجه
• پیدا کردن محل کسب و کار
• فراهم کردن تجهیزات و مواد اولیه
• آماده سازی برای فروش
• ارزیابی محصول و بستهبندی.
تأمین بودجه (حسابدار)
گروه قبل از راهاندازی کسب و کار باید مقداری پول ذخیره داشته باشد. در واقع این پول پایه و اساس کار برای شروع کسب و کار است. بهتر است بخشی از بودجه مورد نیاز برای کسب و کار توسط خود اعضاء تأمین شود، در این صورت افراد برای موفقیت کار تعهد بیشتری خواهند داشت. ممکن است اعتبارات بیشتری برای تأمین تجهیزات مورد نیاز، زمین و غیره مورد نیاز باشد که از توان اعضاء برای تأمین آن خارج است. منابع تأمین پول آشنایان، نهادهای دولتی، وامهای بانکی و یا مؤسسات مالی و اعتباری هستند. گاهی این مؤسسات به گروههای کوچک وام نمیدهند، مگر اینکه مطمئن شوند آن ها پسانداز کافی و یا وثیقه (مثل زمین، ساختمان و ...) دارند. پول گروه ممکن است توسط مدیر یا حسابدار نگهداری شود، البته بهترین مکان برای ذخیره پول بانک است.
مشارکتها
اگر هر فردی یک مقدار ثابت پول بگذارد و مساوی با بقیه کار کند، محاسبه کردن تقسیم سود و هزینهها بسیار ساده خواهد بود. اما در عمل این چیزی نیست که اتفاق میافتد. بنابراین در آغاز باید مشخص شود که هر فردی چقدر قرار است کار کند و چقدر مشارکت نماید.
برخی از اعضاء ممکن است نخواهند و یا نتوانند به اندازه دیگران چه به لحاظ مالی و یا زمانی مشارکت کنند. بعضی از اعضاء ممکن است بتوانند از راههای دیگری از قبیل تأمین محل کار و یا تأمین ابزار مشارکت نمایند.
گروه با همکاری یکدیگر باید تصمیم بگیرند چگونه هم هزینهها (پول، کار و ...) و هم هر سودی را که از کسب و کار حاصل میشود بین اعضاء تقسیم کنند. همه مواردی که ذکر شد باید در هنگام تعیین قوانین گروه مشخص شوند (گام سوم).
برای شروع چقدر پول لازم است؟
در آغاز کار، هیچ درآمدی در کار نیست. پولهای زیادی صرف اجاره مکان، برق، مواد اولیه و حمل و نقل میشود. تا زمانی که محصولات فروخته نشوند، که آن هم در آیندهای نه چندان نزدیک اتفاق خواهد افتاد، باید به یاد داشته باشیم که هیچ پولی بدست نخواهد آمد.
گروه تاکنون همه هزینهها را برآورد کرده و در مورد گستردگی کسب و کار نیز تصمیم خود را گرفته است. حال وقت آن است که این ارقام با توجه به محل کاری که انتخاب شده و هزینههایی واقعی که باید صرف شود، به حقیقت بپیوندند.
با پرسیدن سوالات زیر به گروه کمک کنید تا اصالحات نهایی برای پول مورد نیاز برای شروع کسب و کار را انجام دهند.
• اختلاف پولی که در حال حاضر موجود است با پولی که برای کسب و کار مورد نیاز است چقدر است؟
• این تفاوت ناشی از چیست؟ اگر هیچ منبع دیگری برای تأمین بودجه وجود ندارد، آیا میتوان برخی بخشها را حداقل برای شروع، با هزینه کمتر راهاندازی کرد؟ آیا همه جنبههای کسب و کار را در نظر گرفتهاید از قبیل محل کار، زمین، تجهیزات، نیروی کار، مواد اولیه و حمل و نقل؟
• در کجا میتوان صرفهجویی کرد؟ شاید ساختمانی که خیلی ایدهآل نیست ولی در عوض ارزانتر است و یا حتی خانه یکی از اعضاء، گزینه مناسبتری باشد.
• آیا امکان دارد به جای اینکه همه تجهیزات و ابزار خریداری شوند، قرض گرفته شوند و یا اجاره شوند؟
حال بهتر است تخمین قیمت فروش (در بخش یک، گام سوم آمده است) دوباره بررسی شود تا مطمئن شوند هزینهها جبران خواهند شد. اگر نشود، چه هزینههای باید کاهش یابد؟
به گروه در آماده کردن فهرست نهایی هزینهها و منابع تأمین بودجه کمک کنید. قبل از تأیید شدن این فهرست، هیچ پولی را نمیتوان قرض گرفت.
مقداری پول هم باید برای روز مبادا کنار گذاشته شود. این پول فقط باید برای هزینههای خارج از برنامه و ناگهانی (وقتی چیزی از کار بیفتد، دزدیده شود، فاسد شود یا هزینه مواد اولیه به طور ناگهانی باال رود) هزینه شود. همیشه احتمال شکست وجود دارد بنابراین ذخیره کردن مقداری پول بسیار ضروری است.
به ازای هر ۱۰۰۰۰ تومانی که هزینه میشود، بهتر است هزار تومان کنار گذاشته شود. برای مثال، اگر برای شروع، ۱۵۰۰۰۰ تومان مورد نیاز است، باید مطمئن شوید ۱۵۰۰۰ تومان اضافه در اختیار دارید، یعنی در کل ۱۶۵۰۰۰ تومان. این مقدار برای موارد اضطراری باید ذخیره شود.
پیدا کردن مکان کار (مسئول تولید)
برای انجام فعالیتها، یک محیط مناسب مورد نیاز است تا محصولات در آنجا تولید شوند و یا خدمات ارائه شوند. در بعضی موارد، محل تولید و فروش میتوانند در دو مکان مجزا باشد.
صرف نظر از نوع کسب و کار، محل کار باید:
• برای اعضای گروه به راحتی در دسترس باشد، مخصوصاً اگر محل کار هر روزشان آنجا باشد.
• در معرض دید مشتری باشد.
• امنیت لازم را در برابر سرقت داشته باشد.
اگر برای راهاندازی کسب و کار برق، گاز یا آب لازم است، گروه باید مطمئن شود در مکان مربوطه این امکانات وجود دارد، و اگر نیست باید برای فراهم کردن آنها اقدام نماید. ساختمانی که در نظر گرفته شده، باید به اندازهای باشد که بتوان حداقل تولید یک سال را در آن جای داد. در بهترین شرایط، دارای مقداری فضای بیشتر برای توسعه و گسترش کسب و کار باشد. اگر از اعضاء یا آشنایان کسی هست که میتواند این مکان را تأمین کند، به لحاظ صرفهجویی راهحل خوبی است، اما گروه باید با مالک درباره اجاره به توافق برسند و یا مالک در مقابل آن میتواند سهم کمتری در مشارکتهای تأمین بودجه داشته باشد.
برای مثال ممکن است سبزیجات در یک مکان کاشته شوند و در مکانی که کیلومترها با آن فاصله دارد، به فروش برسند. اما در یک کارگاه کوزهگری، فروختن کوزهها در محل تولید ممکن است راحتتر باشد. ارائه خدماتی از قبیل واکسینه کردن جوجهها به طور معمول در همان النهها جوجهها انجام میشود. بعضی مشاغل خدماتی از قبیل قصابی، تعمیر دوچرخه و یا فروشگاه خوار و بار فروشی نیاز به یک مغازه یا محل کار دارند که در دسترس عموم باشند. سایر مشاغل مانند تجارت غالت، ارائه خدمات کشاورزی و دامداری (پرورش گوسفند، واکسینه کردن جوجهها، هرس کردن درختان میوه و ...)، فقط به یک دکه یا مغازه کوچک که مردم از طریق آن بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند، نیاز دارند. در واقع کار واقعی در مزرعه، خانه و یا محله انجام میشود.
تهیه تجهیزات و مواد اولیه (مسئول تدارکات، مسئول تولید)
در بیشتر کسب و کارها برای تولید محصول یکسری تجهیزات مورد نیاز است.
در آغاز کار هزینهها تا جایی که ممکن است باید در کمترین حد ممکن نگهداشته شوند. بنابراین تا زمانی که کار رونق پیدا نکرده است، بهتر است به جای خریدن تجهیزات، آنها را اجاره کنند. اجاره کردن برای مدت زمان طوالنی به صرفه نیست اما در آغاز که گروه سرمایه چندانی ندارد مفید است.
گروه نیاز به افراد قابل اطمینانی برای تهیه تجهیزات و مواد اولیه مورد نیاز خود دارند. در حالی که در جست و جوی فردی برای این کار هستید، باید در نظر داشته باشید:
• افراد محلی آشنا معمولاً بیشتر در دسترس هستند در حالی که لزوماً ارزانترین نیستند، اما طبیعتاً در مقایسه با افراد غریبه قابل اطمینانترند.
• به جای داشتن تعداد زیادی مسئول تدارکات برای مقادیر کم و تعویض مداوم آنها، انتخاب یک یا تعداد کمی از افراد مناسبتر است.
• مسئول تدارکات باید مواد را با کیفیت مطلوب و قیمت مناسب تهیه کند، همچنین مورد اعتماد باشد و هر زمان که لازم است، مواد مورد نیاز را فراهم کند. همانطور که قبلاً اشاره شد، سفارش دائم، شانس معامله با قیمت مناسبتر را باال خواهد برد.
• البته بهتر است همیشه یک کارپرداز دیگر را هم برای مواردی که مشکلی پیش میآید، در نظر داشته باشید. با این کار، حتی هنگام بروز مشکل هم گروه میتواند به کار خود ادامه دهد.
برای اولین دوره تولید، گروه باید مواد کافی را خریداری کرده باشد. اگر دوره تولید، مثل پختن نان بسیار کوتاه است، مقدار ذخیره باید به قدری باشد که اختاللی در کار ایجاد نشود.
آمادگی برای فروش (مسئول بازاریابی)
تسهیلگر باید به مسئول بازاریابی کمک کند و برنامههای لازم را برای فروش محصول ترتیب دهد. به طور کلی باید در نظر داشته باشد که:
• کجا قرار است محصول فروخته شود و چه هزینههایی را برایشان در بر دارد.
• چگونه و کی محصول فروخته خواهد شد.
• چه کسی آنها را خواهد فروخت.
• چه تبلیغاتی صورت گرفته تا مردم را به خریدن محصول ترغیب کند.
مشتریها باید بدانند گروه چه محصولی تولید میکند، از کجا و چه زمانی قابل دسترس است. هر چه مشتریهای بالقوه اطلاعات بیشتری داشته باشند، شانس فروش محصول باالتر خواهد رفت. در طی این مرحله گروه باید دربکاره تبلیغات مؤثر فکر کند و بعد آنچه را که تصمیم گرفته شده، عملی کند.
تبلیغ کسب و کار
با افراد گروه درباره این که چگونه میتوانند مشتریان محلی را جذب کنند، گفتگو کنید. از آنها بپرسید چگونه از وجود یک محصول جدید یا یک خدمت قابل ارائه مطلع میشوند؟ چگونه میتوانند از این پیشنهادات در کسب و کار خود استفاده کنند؟
پیشنهادات اعضاء را در یک برگه کاغذ بنویسید و پیشنهادات مناسب زیر را اگر از طرف اعضاء مطرح نشده به آن اضافه کنید.
• آیا گروه میتواند تبلیغات را با بیلبردهای خیابانی و یا شاید پوستر و آگهی شروع کند؟
• آیا گروه میتواند یک نشست برای اهالی محله یا روستا ترتیب دهد و محصول را در آنجا معرفی کند و یا بهتر است آن را در یک تجمع عمومی مطرح نماید؟
• اعضای گروه باید محصول را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنند و از آنها بخواهند تا محصولاتشان را به سایر افراد نیز معرفی کنند.
• آیا یک افتتاحیه و یا ارائه محصول با شرایط ویژه کمک میکند تا مردم درباره محصول صحبت کنند؟
• آیا میتوان نمونههای کوچکی از محصول را رایگان به مشتری عرضه کرد، آیا گروه میتواند یک نمایشگاه فروش برگزار نماید؟
• چه روشهای دیگری برای تبلیغ کسب و کار جدید وجود دارد؟
محل فروش
قبل از اینکه هر محصول آماده فروش شود، گروه باید مکان فروش را آماده کند. در واقع، باید کاری کند تا آنجا جذاب و تمیز به نظر برسد تا مشتریها را جذب کند. همچنین باید تصمیم بگیرند هر روز چه کسی فروشنده خواهد بود. با توجه به حجم کار، ممکن است بیش از یک فروشنده نیاز باشد. البته اگر فرآیند تولید، افراد زیادی را درگیر میکند، یک یا دو نفر برای انجام کار فروش کافی خواهد بود.
فروشندهها
کسانی که محصولات را میفروشند باید زرنگ، آراسته و مؤدب باشند. همیشه باید با مشتریها با نهایت ادب و بسیار دوستانه برخورد کنند. چون اگر مردم از کسی خوششان بیاید به خرید کردن از او ترغیب میشوند. در واقع فروشندهها خودشان یک نوع تبلیغ برای محصول هستند. بهترین فروشنده، یک مشتری راضی و خشنود است. اگر شما چیزی را بخرید و از خرید خود بسیار راضی باشید، معمولاً آن را به دوستان و آشنایان خود معرفی میکنید. در واقع مثل یک بازاریاب خوب، محصول را تبلیغ میکنید، با وجود آن که در قبال آن پولی دریافت نمیکنید. یک مشتری راضی بسیار تأثیرگذارتر از یک فروشنده معمولی است، چون مردم معمولاً توسط دوستان و اقوام خود زودتر متقاعد میشوند.
بنابراین گروه باید مشتریهای راضی و دائمی و وفادار پیدا کند. این موضوع با تولید محصولات خوب میسر میشود. یک فروشنده خوب و خوشبرخورد در جذب مشتری و فروش محصول اهمیت بسیاری دارد.
بستهبندی و ارائه محصول
پیش از آنکه هر محصولی آماده فروش شد، گروه باید بداند که بستهبندی مناسب و زیبا در جلب توجه مشتریان نقش قابل توجهی دارد. یک معرفی و توضیح مناسب درباره محصول (کیفیت، جنس و قیمت) میتواند شما را از رقبا جلو بیندازد. معمولاً بستهبندی محصول در یک جعبه یا پاکت کاغذی مناسب آن را برای خریداران جذابتر میکند. سبزیجات و میوههایی که به شکل هرمی کپه شدهاند، ظاهر جذابتری از آنهایی که فقط بر روی میز یا روی زمین ریخته شدهاند، دارند.
از اعضای گروه بپرسید موقع خرید کردن چه چیزی توجهشان را بیشتر جلب میکند. آیا تمایل دارند اجناسی را بخرند که بستهبندی زیبایی دارند؟ اگر چنین است نظرشان را درباره بهترین بستهبندی برای محصول گروه بخواهید. حتی میتوانند به فروشگاهها مراجعه کرده و ببینند کدام نوع بستهبندی برای فروش محصول شما بهتر است.
همچنین بررسی کنند آیا اصلاً بستهبندی به فروش محصول کمک میکند یا خیر. برای انتخاب نوع بستهبندی باید قیمت، عملی بودن آن و قرارگیری راحت محصول در آن را در نظر گرفت.
بازبینی نهایی محصول و بستهبندی (مسئول تولید، مسئول بازاریابی)
زمانی که تمامی تجهیزات لازم، مواد اولیه، محل کار و غیره آماده شد، گروه میتواند کار تولید را آغاز کند.
در بعضی کسب و کارها، میتوان نمونه محصول تولید شده را آزمایش کرد و بعد به مرحله تولید انبوه وارد شد. مثال در نانوایی میتوان چند قرص نان را قبل از تولید انبوه پخت تا از درستی همه چیز اطمینان حاصل شود.
اگر تولید آزمایشی ممکن باشد، یک پیشنهاد خوب این است که این محصولات را به تعدادی مشتری بالقوه معرفی کند و انتقادات و پیشنهادات آنها را جویا شوید. این کار میتواند شما را مطمئن کند که محصول شما به اندازه کافی برای تولید انبوه مورد پسند مشتریها هست یا خیر.
تاکنون گروه از مرحله انتخاب یک پیشنهاد عملی برای کسب و کار وارد مرحله برنامهریزی و آمادگی برای شروع کار شده است.
به طور کلی آنها باید این اقدامات را انجام دهند:
• تقسیم وظایف بین اعضای گروه
• توافق بر سر قوانین گروه
• تصمیمگیری درباره وسعت و گستردگی کار
• محاسبه هزینههای شروع و راهاندازی کار
• سرمایهگذاری اعضاء و یا تأمین بودجه مورد نیاز
• پیدا کردن ساختمان محل کار
• پیدا کردن تجهیزات و مواد اولیه
• تصمیمگیری درباره نحوه تبلیغات و شروع گسترش آن
• آماده سازی مکان فروش
• ارزیابی محصول و انتخاب بهترین روش بستهبندی محصولات
بعد از همه این کارها گروه لازم است اطلاعات بیشتری را درباره نحوه راهاندازی کسب و کار، ثبت گزارشات مالی و نظارت بر فعالیتها کسب کند.
فصل سه مدیریت مالی کسب و کار
ثبت گزارشهای مالی
تسهیلگر باید مطمئن باشد که گروه به خوبی از اهمیت ثبت گزارشهای مالی آگاه است و آن را صرفاً اتالف وقت نمیداند. از گروه بخواهید که دلایل ثبت اطلاعات را توضیح دهند، پس از توضیحات آنها، دلایل زیر را نیز اضافه کنید:
• در صورتی که دریافت و پرداختها ثبت نشده باشند، گروه هنگامی متوجه مشکلی میشود که بسیار دیر شده است. ورود پول نقد به گروه به معنای این نیست که گروه در حال سود کردن است. صورتحسابهای مالی باعث میشوند تا به سادگی بتوانیم بفهمیم که کسب و کار چطور پیش میرود.
• با دانستن دقیق این نکته که پول چگونه خرج میشود و از کجا بدست میآید، گروه میتواند راههای بهتری برای کنترل کسب و کار خود پیدا کند. به عنوان مثال به سادگی میتوان فهمید که با کم کردن بعضی از هزینهها چگونه میتوان پسانداز کرد.
• ثبت گزارشها به گروه کمک میکند که به خاطر بیاورند که چه کسی و برای چه هدفی پول پرداخت شده است، پول کجا خرج شده و چه کسی چه مبلغی دریافت کرده است. بدون گزارش مستند افراد به راحتی جزئیات را فراموش میکنند و این میتواند موجب اختلاف در گروه شود.
• ثبت گزارشها به گروه نشان میدهد که هر چیزی چقدر ارزش دارد و برای برنامهریزی هزینههای آینده چگونه از پول استفاده کنند.
تنظیم صورتهای مالی نیاز به انجام کارهای سخت یا صرف کردن زمان زیادی ندارد، این کار میتواند ساده و در عین حال مؤثر و کارآمد باشد. آن چه اهمیت دارد این است که گزارشها فقط به خاطر ثبت و بایگانیکردن تهیه نشوند، بلکه به این خاطر تهیه شوند که به هر عضو گروه نشان دهد که این کسب و کار چه درآمدی دارد و چگونه میتوان آن را بیشتر کرد.
گروه به چه اطلاعاتی نیاز دارد؟
مشاهده ساده فعالیتهای روزمره نمیتواند به گروه نشان دهد که اوضاع کسب و کار چگونه است. حتی میزان نقدینگی (پول) موجود در پایان روز هم نمیتواند کمک کند. آنچه مورد نیاز است اطلاعات خاص در مورد ادامه کسب و کار است.
حسابدار گروه باید این موارد را به خوبی شناخته و درک کند. با این وجود همه اعضای گروه نیز باید مفاهیم اولیه سود و زیان را بدانند تا از وضعیت کسب و کار خود مطلع باشند.
اعضای گروه لازم است بدانند:
• در ابتدای کار گروه چقدر پول داشته است، این پول چگونه خرج شده و چقدر باقی مانده است؟
• آیا میزان پول در حین ادامه کار افزایش داشته است؟
• آیا میزان پول در حین ادامه کار کاهش داشته است؟
حسابدار باید این نکتهها را به تدریج برای گروه توضیح دهد. او میتواند این مفاهیم را با استفاده از اشکال ساده توضیح دهد تا اعضایی که سواد کمتری دارند یا ریاضیات آن ها ضعیفتر است نیز بتوانند در جریان کار قرار گیرند.
برای فهمیدن اینکه گروه چقدر پول دارد، لازم است افراد بدانند که پول از کجا آمده و به مصرف چه کاری رسیده است (چه کاری با آن انجام شده است). این اطلاعات در ترازنامه ثبت میشوند. مثل یک ترازو، این گزارش از یک طرف پول موجود در گروه در شروع کار و از طرف دیگر چگونگی استفاده از این پول را نشان میدهد.
گزارش دیگری به نام حساب سود و زیان وجود دارد که مشخص میکند آیا کسب و کار باعث بدست آوردن پول شده یا آنها ضرر کردهاند.
ترازنامه
از ترازنامه برای ثبت دو مورد استفاده میشود:
• پولی که برای کسب وکار در نظر گرفته شده (پسانداز اعضاء، وام یا موارد دیگر).
• هزینههایی که با این پول انجام میشود (خریداری مواد مورد نیاز، سپردهگذاری در بانک، یا موارد دیگر).
به این گزارش ترازنامه میگویند، به این دلیل که دو فهرست باید با هم متوازن باشند. یعنی باید نشاندهنده رقم مشابهی باشند. بدیهی است که گروه بیشتر از پولی که دارد نمیتواند خرج کند، حتی از پولی که در صندوق پسانداز دارد. کنترلکردن توازن دو فهرست کمک مینماید مطمئن شویم هیچ موردی در محاسبات فراموش نشده است. هر زمانی که گروه در جلسات خود لازم بداند باید این ارزیابی را انجام دهند. اگر فعالیتی انجام نشده لزومی ندارد که ترازنامه جدیدی تنظیم شود. وقتی پول زیادی وارد گروه میشود یا از آن خارج میشود، ضرورت دارد که ترازنامه مورد بررسی مجدد قرار بگیرد. ترازنامه تخمینی از پول گروه در لحظه ارزیابی است.
تسهیلگر میتواند برای توضیح ترازنامه از مثالهای زیر استفاده کند.
مثال: وقتی گروهی تصمیم میگیرد که سبزیجات تولید کند، در شروع کار تصمیم میگیرند که هر کدام چگونه مشارکت کنند و مقدار معینی پول میآورند. برای مثال، آنها ۱۰ هزار تومان برای خرید بذر، ۱۰ هزار تومان برای خرید کود، ۳۰ هزار تومان برای خرید وسایل و تجهیزات مورد نیاز و ۲۰ هزار تومان جهت پرداخت اجاره زمین برای تولید سبزیجات خرج میکنند و ۳۰ هزار تومان اضافه باقی میماند. گروه به این نتیجه میرسد که تجهیزاتی که خریداری کردهاند برای ۱۰ فصل کاری قابل استفاده است، در نتیجه تا آن زمان نیازی به خریدن تجهیزات جدید ندارند.
سپس آنها تصمیم میگیرند که ۲۰ هزار تومان در حساب بانکی گروه در بانک محلی سپردهگذاری کنند و ۱۰ هزار تومان باقی مانده را به عنوان پسانداز ذخیره برای موقعیتهای ضروری نگه دارند. این پول باید فقط جهت هزینههای پیشبینی نشده، از قبیل خسارتِ به تجهیزات صدمه دیده بکار رود، نه برای هزینههای عادی و روزمره.
ترازنامه در این زمان به شکل زیر است:
سپردهگذاری اولیه: ۱۰۰ هزار تومان
هزینههای انجام شده: بذر ۱۰, کود ۱۰, تجهیزات ۳۰, اجاره ۲۰, بستهبندی ۵, غرفه فروش ۵, بلیط اتوبوس ۵, حساب بانکی ۵, پسانداز ۱۰ = جمع ۱۰۰ هزار تومان
وقتی این مطلب برای گروه توضیح داده میشود، مطمئن شوید که گروه متوجه شده است که به چه دلیلی سپردهگذاری در بانک (۲۰ هزار تومان) در قسمت هزینههای انجام شده قرار گرفته است نه در قسمت سپردهگذاری اولیه. به گروه کمک کنید تا متوجه شوند دو نوع فعالیت جدا از هم وجود دارد:
• کسب درآمد
• هزینهکرد پول برای اهداف متفاوت
در نتیجه سپردگذاری پول در بانک یا پسانداز کردن آن در صندوق پسانداز گروه هزینهکرد پول محسوب میشود.
هنگامی که اولین محصول تولید میشود، آنها ۱۵ هزار تومان از حساب بانکی خود برداشت کرده و فقط ۵ هزار تومان در حساب باقی میگذارند. از آن ۱۵ هزار تومان، ۵ هزار تومان برای بستهبندی کردن سبزیجات، ۵ هزار تومان برای غرفه فروش و ۵ هزار تومان برای بلیط اتوبوس رفتن به بازار شهر و فروش محصولات در نظر گرفته میشود. در نتیجه ترازنامه به این صورت تنظیم میشود:
سپردهگذاری اولیه: ۱۰۰ هزار تومان
هزینههای انجام شده: بذر ۱۰, کود ۱۰, تجهیزات ۳۰, اجاره ۲۰, بستهبندی ۵, غرفه فروش ۵, بلیط اتوبوس ۵, حساب بانکی ۵, پسانداز ۱۰ = جمع ۱۰۰ هزار تومان
این گروه همه محصولات خود را فروخته و ۶۰ هزار تومان دریافت کردند. همه از این موضوع خوشحال هستند، اما آیا واقعاً توانستهاند پول بیشتری نسبت به سپردهگذاری اولیه خود بدست آورند؟
قبل از ادامه این مبحث از گروه در مورد جواب این سوال بپرسید. تا زمانی که آنها متوجه نشوند سودی بدست آوردهاند یا نه، نمیتوانند برای تولید فصل بعدی برنامهریزی کنند.
تسهیلگر باید به افراد برای تنظیم اولین ترازنامهشان کمک کند. از گروه بپرسید پول اولیه برای شروع کسب و کار از کجا تهیه شده است؟ منابع ممکن است شامل موارد زیر باشد:
• سهم افراد گروه
• وامِ گرفته شده از خویشاوندان
• سود بدست آمده از فروش محصولات، پس از گذشت زمانی از شروع کار
• بانک یا سایر وامها، زمانی که کار توانسته به صورت موفقیتآمیز ادامه یابد
اکنون تسهیلگر باید بپرسد پول چگونه مصرف شده است؟ پول کجا رفته؟ گروه با آن چه کردهاند؟
• بخشی از پول صرف خرید چیزهایی شده است که جهت تولید محصول بکار رفتهاند، برای مثال در تولید سبزیجات این هزینهها شامل بذر، کود و بستهبندی محصول میشوند.
• بخشی از پول صرف چیزهایی میشود که در راهاندازی کسب و کار استفاده شده و باید برای آن هزینه میشده اما نمیتوان آن را ذخیره کرد، از قبیل اجارة زمین و هزینه رفت و آمد به بازار فروش محصولات.
• بخشی از پول صرف خرید مواردی شده است که در راهاندازی کار مورد نیاز بوده است و در آینده هم در ادامه تولید محصول استفاده خواهد شد. از قبیل گاو آهن، بیل و میز برای غرفه فروش.
• بخشی از پول خرج نشده است و در بخش سپردههای گروه یا در بانک پسانداز شده است.
تسهیلگر باید مطمئن باشد که دو طرف ترازنامه توازن دارد و گروه هم این ترازنامه را درک میکند.
ترازنامه فقط به گروه نشان میدهد که چقدر برای شروع کار سرمایهگذاری کردهاند و پول را در چه مواردی صرف کردهاند. اما اینکه آنها توانستهاند سودی داشته باشند یا نه را نشان نمیدهد. تهیه ترازنامه برای جلوگیری از جر و بحثهای گروهی در مورد چگونگی صرف پول ضروری است و کمک میکند که افراد بفهمند در کجا میتوانند هزینهها را پایین آورند.
به هر حال برای اینکه گروه بتواند بفهمد سودی بدست آورده است یا نه، باید از اطلاعات ثبت شده در ترازنامه برای ثبت گزارش دیگری به نام حساب سود و زیان استفاده کند.
صورتحساب سود و زیان
• چقدر پول از فروش محصولات بدست آمده است.
• چقدر برای تولید محصولات هزینه شده است.
تفاوت بین این دو مورد به گروه نشان خواهد داد که گروه سود و یا زیان داشته است. این بررسی باید یک یا دو بار در سال انجام شود، چرا که تقسیم هزینهها در مدت زمان کوتاه کار مشکلی است. برای مثال حساب سود یک روزه معنی نخواهد داشت به این دلیل که بعضی روزها چیزی فروخته نشده است و در بعضی روزها تولید چند ماه با هم فروخته شده است.
• اگر فروش بیشتر از هزینهها باشد، پول بیشتر شده و گروه سود کرده است.
• اگر فروش به اندازه هزینه مصرف شده باشد، گروه تقریباً شکست خورده است چون نه سود و نه زیان داشته است.
• اگر فروش کمتر از هزینهها باشد گروه دچار زیان شده است.
هزینهها در طی یک سال مالی محاسبه میشوند، اما اغلب این گروه است که تصمیم میگیرد که حساب سود و زیان را یکبار در هر فصل کاری یا یکبار در سال محاسبه کند. بسیاری از هزینهها همان چیزهایی هستند که در ترازنامه ذکر شدهاند. اما تفاوت مهم در مورد هزینههایی مثل ابزار و تجهیزات است که در طی بیش از یک دوره ادامه دارد.
هزینههای یک دوره تولید شامل موارد زیر میشوند:
• همه مواردی که مستقیماً برای تولید محصول بکار رفته است مثل بذر، کود و غیره.
• همه مواردی که برای ادامه کار مورد نیاز بودهاند و در فواصل زمانی برای آنها هزینه شده است مثل اجاره زمین، ساختمان، مجوز فروش و غیره.
اگر حساب سود و زیان در فواصل کوتاهتری حساب شود، فقط بخشی از این هزینهها باید محاسبه گردد. برای مثال، ممکن است اجاره زمین برای مدت زمان یک سال به میزان ۴۰ هزار تومان پرداخت شده باشد، اما در یک سال دو بار کشت انجام شود. اگر سود و زیان پس از فروش محصولات در هر بار کشت محاسبه میشود، هزینه اجارة زمین برای یک دوره تولید باید نصف اجاره سالیانه یعنی ۲۰ هزار تومان در نظر گرفته شود.
بخشی از چیزهایی را که گروه برای تولید محصولاتش نیاز دارد را میتوان برای سالها استفاده کرد.
از آنجایی که گروه باید برخی ابزار و تجهیزاتی را خریداری کند که میتوان از آنها چند سال متوالی استفاده کرد، این هزینهها باید در هزینههای کسب و کار محاسبه شود. اگرچه که این هزینهها یک بار پرداخت میشود ولی گروه میتواند برای سالها از آن استفاده کند فقط ممکن است بعد از مدتی تعویض شوند.
برای محاسبه باید مقدار هزینه ابزار و تجهیزاتی که در سال اول خریداری شده است به سالها یا فصلهایی که گروه میتواند از آنها استفاده کند تقسیم میشود.
حساب سود وزیان کسب و کار گروه تا زمانی که کار تا مدت کافی ادامه نداشته باشد و مقدار کافی محصول فروخته نشود، نمیتواند مورد ارزیابی قرار گیرد. تسهیلگر باید از مثالهای زیر استفاده کند تا بتواند معنای حساب سود و زیان و چگونگی ارزیابی آن را برای گروه توضیح دهد.
مثال: گروه تولید سبزیجات برای تجهیزات خریداری شده ۳۰ هزار تومان هزینه کرده است که انتظار میرود برای ۱۰ فصل از آنها استفاده کند و پس از آن برای خرید تجهیزات جدید اقدام نماید، در نتیجه در هر فصل یک دهم هزینه ابزار بعنوان هزینه ابزار آن فصل محاسبه میشود.
۳۰ ÷ ۱۰ = ۳ هزار تومان
در نتیجه بعد از یک سال، ارزش ابزار ۲۷ هزار تومان است (۳۰ – ۳ = ۲۷ هزار تومان) که نتیجه کم کردن سهم یک سال از هزینه اولیه است. بعد از گذشت دومین سال این روند مجدداً تکرار میشود و ارزش ابزار ۲۴ هزار تومان خواهد بود (۲۷ – ۳ = ۲۴). به این ترتیب ارزش تجهیزات در طی ۱۰ فصل به آرامی کمتر میشود تا آنکه در پایان سال دهم دیگر ارزشی نخواهد داشت. اما تا آن زمان در حسابرسی مورد استفاده قرار میگیرد.
ارزیابی سود و زیان گروه تولید سبزیجات بعد از اولین تولید به شرح زیر است:
فروش سبزیجات: ۶۰ هزار تومان
هزینه تولید: بذر ۱۰, کود ۱۰, اجاره زمین (نیمسال) ۲۰, غرفه فروش ۵, بلیط اتوبوس ۵, بستهبندی ۵, ابزار (۳۰÷۱۰) ۳ = جمع ۵۸ هزار تومان
سود: ۶۰ – ۵۸ = ۲ هزار تومان
تسهیلگر باید مطمئن شود که اعضای گروه تفاوت بین آنچه را که از فروش محصولات دریافت کردهاند، سودی را که بدست آوردهاند و پولی را که در بانک یا در صندوق پسانداز گروه دارند فهمیده باشند.
از گروه بخواهید پیشنهادات خود را در مورد این که چگونه میتوانند سود بیشتری بدست آورد را ارائه نماید، سپس با مثال زیر بحث را ارائه دهید.
گروه تولید سبزیجات راجع به اینکه چگونه میتوانند سود بیشتری بدست بیاورند تبادل نظر میکنند. قبل از حسابرسی آنها فکر میکردند که تنها راه موجود، تولید و فروش سبزیجات بیشتر است.
اما حسابها نشان داد که تولید محصول بیشتر، سود بیشتری را در بر ندارد، بلکه آنها باید سعی کنند هزینهها را کمتر کنند.
• یکی از افراد گفت که مسئول توسعه کشاورزی محلی به او گفته است که کود شیمیایی جدید و بهتری وجود دارد که قیمت آن فقط ۵ هزار تومان یعنی نصف ۱۰ هزار تومان (هزینه کود قبلی) است.
• یکی دیگر از اعضای گروه پیشنهاد کرد که لزومی ندارد همه به محل فروش بروند و برای فروش محصول بعدی به منظور کاهش هزینههای ایاب و ذهاب، رفتنِ تنها دو نفر از آنها کافی است.
• نفر سوم پیشنهاد کرد که اگر در فصل تولید بعدی ۵ هزار تومان بیشتر روی بستهبندی محصولات سرمایهگذاری کنند، شاید بتوانند سبزیجات را بهتر بستهبندی کرده و قیمت فروش آن را کمی افزایش دهند.
در فصل بعدی تولید، گروه بذر را به قیمت ۸ هزار تومان و کود شیمیایی جدید را به قیمت ۵ هزار تومان خریداری کردند و با صاحب زمین به توافق رسید که برای این فصل اجاره کمتری (یعنی ۱۵ هزار تومان) بابت زمین بپردازند. آنها همچنین ۱۰ هزار تومان برای بستهبندی بهتر محصولات، ۵ هزار تومان برای غرفه فروش و هزار تومان برای هزینه رفت و آمد صرف کردند.
سپس پول حاصل از فروش محصولات را در حساب بانکی گذاشتند، چرا که برای شروع فصل بعدی تولید به آن نیاز داشتند. مبلغ مشابهی برای نگهداری آنها جهت ادامه کار صرف میشود.
فروش: ۷۵ هزار تومان
هزینهها: بذر ۸, کود ۵, اجاره ۱۵, بستهبندی ۱۰, غرفه فروش ۵, بلیط اتوبوس ۱, تجهیزات (۳۰۰۰۰÷۱۰) ۳ = جمع ۴۷ هزار تومان
سود: ۷۵ – ۴۷ = ۲۸ هزار تومان
گزارشات مالی نشان میدهد که گروه تولید سبزیجات در فصل دوم کاری عملکردی بهتری داشته است. در نتیجه با ثبت اطلاعات در ترازنامه و محاسبه سود و زیان گروه میتواند روند کسب و کار و چگونگی عملکرد خود را بررسی کند و سعی کند در هر فصل کاری نتایج بهتری بگیرد. هنگامی که سوددهی به اندازه کافی باال رفت، میتوان مقداری از پول را بر اساس توافق اولیه بین افراد گروه تقسیم کنند. در اولین مراحل کسب و کار، اعضای گروه نباید انتظار سود زیادی را داشته باشند زیرا برای شروع هر کار ابتدا باید سرمایهگذاری انجام شود تا کار رونق بگیرد.
همچنین گروه باید بداند که باالخره پس از مدتی ابزار باید تعویض شوند و برای این کار به پول نیاز دارند و ممکن است هزینههای دیگری در آینده پیش بیاید که لازم است برای آن پول کنار گذاشته شود.
در مراحل اولیه گروه باید تا جایی که امکان دارد پول کمی از کسب و کار برداشت کند. اما با رشد و رونق کار، میتوانند بخش بیشتری از سود را جهت کار و تلاش اعضاء به آنها اختصاص دهند.
از گروه بپرسید اکنون در مورد کسب و کار سبزیجات چه فکر میکنند؟ چرا نتایج بهتر شده است؟ آیا راضی کننده است؟
گردش پول نقد
یک کسب و کار ممکن است محصول بسیار خوبی تولید کند، اما محصول گران بوده و برای آماده کردنش نیز زمان زیادی لازم باشد. حتی اگر محصول سوددهی خوبی داشته باشد، گروه باید در ابتدای کار متقبل همه هزینهها شود. اگر در هنگام نیاز پولی برای پرداخت این هزینهها وجود نداشته باشد و تولیدکنندهها انتظار دریافت پول داشته باشند، کسب و کار موفق نخواهد بود.
تسهیلگر باید مفهوم گردش پول نقد را با استفاده از مثال زیر توضیح دهد:
در تولید سبزیجات، باید بذر، کود و مواد لازم برای بستهبندی چند ماه قبل از دریافت (ورود) پول نقد از طریق فروش محصولات، فراهم باشد. در ماههای اول و دوم پول فقط خارج میشود. در ماه سوم هم همین روند ادامه دارد. اگر در کسب و کار پول کافی برای هزینههای ماه سوم وجود نداشته باشد، ممکن است گروه به خاطر اینکه نمیتواند روند تولید خود را کامل کند مجبور شود کار را متوقف نماید. اما اگر گروه پیشاپیش به گردش پول نقد توجه کرده باشد، متوجه میشود که در ماه سوم به پول نیاز پیدا خواهد کرد و برای فراهم کردن آن از قبل برنامهریزی میکند.
بدین ترتیب آنها قادر خواهند بود به ماه چهارم و پنجم برسند که تازه در این زمان پول در گروه جریان پیدا میکند.
گردش پول نقد و ورود و خروج آن به نسبت جریان کسب و کار در طی فصلها یا سالهای کاری متفاوت است. با آماده کردن یک جدول جریان نقدی پول در ابتدای سال، گروه میتواند مبلغ مورد انتظار خود و مبلغ هزینههای لازم در هر ماه را بررسی کند. با بررسی تفاوتها در هر ماه، افراد قادر خواهند بود فعالیتهای خود را طوری برنامهریزی کنند که در نیمه سال با کمبود پول نقد مواجه نگردند. اگر در یک ماه به پول نقد بیشتری نیاز داشته باشند، گروه باید پیشاپیش به دنبال راهکارهای برای آن باشد.
از گروه بخواهید پیشنهاداتی در این مورد ارائه کند و سپس موارد زیر را مطرح کنید:
• میتوان هزینهای را کم یا به تاخیر انداخت؟
• میتوان پول پیش پرداخت را به تاخیر انداخت؟
• میتوان در برخی از موارد پرداخت پول را به صورت بخش بخش (قسطی) به جای پرداخت کلی آن انجام داد؟
• میتوان از اعضاء خواست که برای آن ماه مشارکت بیشتری داشته باشند؟
در دوره اول کسب و کار، گروه باید قبل از شروع برای همه موارد لازم- یعنی هزینههای ثابت و متغیر- به اضافه مقدار کمی پسانداز برای مواقع ضروری پول کافی داشت باشند.
با استفاده از مثال زیر گروه میتواند مفهوم جدول گردش پول نقد را درک کنند. افراد گروه با درک این نکته که چه زمانی به پول نیاز خواهند داشت میتوانند به روند بهتر کسب و کار خود کمک کنند. سوالات زیر را افراد گروه بپرسید:
• در ماه اول به چقدر پول نقد نیاز خواهند داشت؟ (۲۶ هزار تومان)
• قبل از دریافت (ورود) هر گونه پولی، به چه مقدار پول نیاز دارند؟ (۳۴ هزار تومان)
مثال: کار مرغداری ممکن است جدول گردش پول نقد زیر را داشته باشد:
ماه ۱: هزینه شروع کار (حصار ۵-, جوجه ۱۵-, دانه ۳-, ظرف دانه ۲-, ظرف آب ۱-) = -۲۶
ماه ۲: دانه -۳, واکسن -۲ = -۳
ماه ۳: دانه -۳, واکسن -۲ = -۵
ماه ۴: دانه -۳, واکسن -۲, فروش تخممرغ +۶, فروش مرغ +۱۰ = +۵
ماه ۵: دانه -۳, واکسن -۲, فروش تخممرغ +۸, فروش مرغ +۱۵ = +۱۶
ماه ۶: دانه -۳, واکسن -۲, فروش تخممرغ +۸, فروش مرغ +۱۵ = +۱۸
عالمتهای منفی به این معنا هستند که پول هزینه میشود و عالمتهای مثبت نشان میدهند که پول دریافت (وارد) میشود. اعداد در این جدول مشابه هزینههای کسب و کار یا سود تولید شده نیستند، بلکه فقط نشان میدهند در طی یک فصل کاری، چه زمان و چه میزان پول نقد لازم است.
در نتیجه با کمک این جدول، گروه میتواند بفهمد که در ماه اول حداقل ۲۶ هزار تومان پول نقد از پسانداز گروهی برای هزینههای اولیه نیاز دارد. در ماه دوم آنها ۳ هزار تومان و در ماه سوم ۵ هزار تومان نیاز خواهند داشت پس از این، مقدار پولی که وارد جریان کار میشود از مقدار پولی که خارج میشود بیشتر خواهد بود.
این کسب و کار در سه ماه اول حداقل به ۳۴ هزار تومان (۲۶+۳+۵) از پسانداز گروهی یا وام گروه احتیاج دارد. همچنین باید مبلغی در پسانداز گروه برای مشکلات پیشبینی نشده که ممکن است در طی کار پیش بیاید، باقی بماند (در بخش دو، گام پنجم بیشتر بخوانید).
تسهیلگر باید با استفاده از مثال زیر توضیح دهد که در برخی از مراحل کار، پولی که خارج میشود ممکن است بیشتر از پولی باشد که وارد میشود و این موضوع فقط در ابتدای کار اتفاق نمیافتد.
اکنون تسهیلگر باید به گروه برای تهیه گزارش پول نقدشان کمک کند تا به آن ها نشان دهد که از زمان خرید و تهیه مواد اولیه تا هنگام فروش محصولات ممکن است به مبالغ متفاوتی نیاز پیدا کنند.
مثال ادامه دار مرغداری (ماههای ۷ تا ۱۲):
ماه ۷: جوجه جدید -۲۰, دانه -۶, واکسن -۲, فروش تخممرغ +۸, فروش مرغ +۱۵ = -۵
ماه ۸: دانه -۶, واکسن -۴, فروش تخممرغ +۸, فروش مرغ +۱۵ = +۱۳
ماه ۹: دانه -۶, واکسن -۴, فروش تخممرغ +۱۴, فروش مرغ +۲۰ = +۲۴
ماه ۱۰: دانه -۶, واکسن -۴, فروش تخممرغ +۱۸, فروش مرغ +۲۵ = +۳۳
ماه ۱۱: دانه -۶, واکسن -۴, فروش تخممرغ +۱۸, فروش مرغ +۲۵ = +۳۳
ماه ۱۲: دانه -۶, واکسن -۴, فروش تخممرغ +۱۸, فروش مرغ +۲۵ = +۳۳
بدین ترتیب گروه باید مطمئن شود که همانند ماههای اول شروع کار، برای رفع برخی از نیازها پول کافی در اختیار خواهد داشت.
تقسیم سود یا زیان در بین اعضای گروه
تقسیم سود گاهی میتواند موجب ایجاد بحث در گروه شود. بعضی از افراد ممکن است بیشتر از افراد دیگر کار کرده باشند یا در ابتدا پول بیشتری در گروه آورده باشند، در نتیجه انتظار سهم بیشتری را دارند. همه اعضای گروه باید با هم در این مورد تصمیم بگیرند و قبل از رسیدن به مرحله عمل در مورد آن توافق کنند.
یکی از مشکلات این است که کسب و کار ممکن است دچار ضرر شود. سادهترین کار این است که دیگران را به خاطر مشکلات بوجود آمده سرزنش کنیم، اما اغلب این مشکلات مربوط به یک نفر نمیشود، بلکه میتواند حاکی از برنامهریزی ضعیف گروه باشد. اگر ضرری پیش بیاید یا سود بسیار پایین باشد، گروه مجدداً باید هر بخش کار را با دقت بررسی کند تا بفهمد چگونه میتواند باعث پیشرفت کار شوند.
نگهداری از ساختمانها و تجهیزات
معمولاً عوضکردن چیزی که فرسوده و خراب شده است نسبت به نگهداری و حفاظت اولیه از آن هزینه بیشتری در بر خواهد داشت. پوسیدگی و زنگ زدگی به سرعت گسترده میشود. اگر حشرات به انبار محصولات راه پیدا کنند میتوانند ضرر و زیان زیادی وارد کنند. هر چقدر که گروه بتواند تجهیزات و ساختمانهای خود را در وضعیت بهتری نگه دارد، میتواند سود بیشتری بدست آورد.
مکانی که مشتریان به آن مراجعه میکنند باید در شرایط خوبی باشد، چرا که میتواند تبلیغی برای کسب و کار گروه باشد. اگر مشتریها ساختمانها و تجهیزات را بدمنظره و در حالت تخریب ببینند، ممکن است فکر کنند که گروه قادر نیست به خوبی کار خود را انجام دهد.
» حفاظت از ساختمانها و تجهیزات هزینه کمی دارد، اما عوضکردن آنها بسیار پرهزینه است «
گروه باید مقداری از سود خود را به هزینههای تعمیر و حفاظت اختصاص دهد، به همین خاطر نباید همه سود را مصرف کنند. برای مثال اگر تخمین زده شده است که تجهیزات برای ۱۰ فصل کاری قابل استفاده خواهد بود و هزینه آن ۳۰ هزار تومان باشد، بعد از ده فصل ۳۰ هزار تومان دیگر برای تعویض آنها لازم خواهد بود. پس گروه باید از این موضوع مطلع باشد و برای آن هزینهای را درنظر بگیرد.
نظارت بر کسب و کار
حسابدار گروه باید افراد را در جریان گزارشهای ترازنامه، گردش پول نقد و حساب سود و زیان قرار دهد، تا گروه همیشه در مورد چگونگی عملکرد کسب و کار خود اطلاع داشته باشند. همچنین مسئول فروش باید گروه را از تغییرات مورد عالقه مشتریان و چگونگی کار رقبا آگاه سازد. آیا تولیدات گروه محبوبیت پیدا کرده یا برعکس آن اتفاق افتاده است؟ آیا تولیدات جدید وجود دارد؟ آیا رقبا ایدههای جدیدی دارند؟ آیا رقبای جدیدی اضافه شدهاند؟
در طی جلسات هفتگیِ گروه میتوان در مورد هر پیشنهادی که باعث پیشرفت کار گروه میشود مذاکره کرد.
بازاریابی
آیا میتوان خدمات رسانی بهتری انجام داد؟ مثلاً گروه میتواند سبدهای بافته شده خود را ضمانت کند و به مشتریان بگوید که در صورت بروز مشکل آنها میتوانند آنرا برگردانده و بدون پرداخت هیچ وجه دیگری تعویض کنند. این کار باعث میشود که مشتریان بیشتری برای خرید سبدها ترغیب شوند. اگر مشتریان از محصولات راضی باشند، ممکن است دوستان و خانواده خود را نیز برای خرید تشویق کنند.
گروه نباید فقط به فکر یکبار فروش محصول خود به یک مشتری باشد، بلکه باید کاری کند که آنها در آینده هم مشتری او باقی بمانند. مثلاً اگر فردی از یک خانواده یک بار از گروه نان بخرد، میتوان پیشنهاد داد که بطور مرتب نان مورد نیاز آن خانواده به صورت رایگان به منزل آنها فرستاده شود، یا در صورت خرید منظم به آنها تخفیف داده شود.
با گروه در مورد پیدا کردن راههای دیگری برای حفظ مشتریان مذاکره کنید. از آنها بپرسید:
• شما ترجیح میدهید از چه کسی خرید کنید؟
• چرا؟
حتی اگر کار گروه تنها فروش سبزیجات باشد، سرویسدهی خوب به مشتریها بسیار اهمیت دارد. خوش برخورد بودن، به خاطر داشتن نام مشتری، یا صحبت صمیمانه با مشتری حس بهتری به آنان میدهد. حتی اگر کیفیت سبزیجات گروه با رقبای دیگر مشابه باشد، افراد ترجیح میدهند سبزیجات خود را از جایی که رفتار دوستانهتری دارند تهیه کنند، اما ذکر این نکته به افراد گروه مهم است که تا وقتی محصول آنها کیفیت محصول رقبای دیگر را نداشته باشد، لبخند زدن و خوش برخورد بودن تأثیری نخواهد داشت.
اگر گروه باور دارد که مشتریان بالقوه بیشتری وجود دارند، ممکن است وقت گسترش کسب و کار باشد.
با گروه در مورد چگونگی جذب مشتری صحبت کنید.
• آیا مشتریها فقط از افراد محلی هستند یا از جاهای دیگر هم میآیند؟
• آیا میتوان بنابر درخواست مشتریها تغییری در محصولات ایجاد کرد؟
• آیا میتوان مشتریها را برای پیدا کردن مشتریهای تازهتر ترغیب کرد (مثلاً در مقابل پیدا کردن مشتری جدید مبلغی به آنها تخفیف داد)؟
• آیا گروه میتواند سایر محصولات مرتبط با محصول اصلی را تولید کند تا مشتری هر دو را بخرد؟ برای مثال گروهی که سبزیجات تولید میکند سبزی خرد شده نیز به مشتریان ارائه کند و یا گروه تولیدکننده کیک و کلوچه چای و دمنوش نیز به مشتریان بفروشد.
بهبود شرایط کسب و کار
در تصمیمگیری برای تبلیغات، گروه باید هزینهها را مدنظر داشته باشد. هر مبلغی که برای تبلیغات صرف شود جزئی از هزینههاست. پس تبلیغات باید باعث فروش بیشتر و سود بیشتر برای گروه شود.
بستهبندی و ارائه مناسب یک محصول از طریق جذابکردن آن در مقایسه با محصول رقیب، به توسعه یک کسب و کار کمک میکند.
اگر هزینه تهیه پوستر جدید ۱۰۰ هزار تومان باشد، انتظار میرود گروه سودی بیشتر بدست آورد، چرا که با انجام تبلیغ فروش بیشتر خواهند شد. در بعضی مواقع به خاطر وجود رقبای زیاد ممکن گروه با انجام تبلیغات سود بیشتری بدست نیاورد، اما در صورتی که تبلیغی انجام ندهد مشتریان خود را از دست میدهد. در نتیجه چه این کار برای افزایش مشتری یا برای حفظ مشتری باشد، ارزشمند خواهد بود.
آگهی تبلیغاتی راه دیگری برای جذب مشتریان جدید و ارائه پاداش به مشتریان قدیمی به دلیل اعتمادشان به کسب و کار (حفظ آنها در آینده) است. ارائه نمونههای کوچک، پیشنهادات خاص، هدیه، فروش و یا ارائه خدمات مرتبط (برای مثال خرد کردن سبزی با تخفیف در مقابل خرید سبزی) همگی انواع تبلیغاتی هستند که محصولات یک کسب و کار را در مقابل محصول رقیب جذابتر میکند. ارزش جذب مشتری بیشتر از خرید هدیههای ارزان به تعداد زیاد برای مشتریان است.
نوع دیگری از تبلیغات، برگزاری یک نمایشگاه برای معرفی محصولات به مردم است. معمولاً مردم به چیزهای جدید و متفاوت عالقهمند هستند و دوست دارند یک کسب و کار را ببینند بخصوص اگر یک محصول جدید و خاص داشته باشد.
با گروه در مورد چگونگی جذب مشتریهای جدید و حفظ مشتریهای قبلی گفتگو کنید. پیشنهادات اصلی احتمالاً در مورد روشهای بازاریابی و فروش خواهد بود و هر کدام از اعضاء باید تجربیاتشان را در این مورد بازگوکنند.
توسعه کسب و کار
• کار به خوبی پیش میرود و سود خوبی دارد.
• فروش خوب است و انتظار میرود بیشتر هم بشود.
• محل فروش به اندازه کافی بزرگ است.
از آن جایی که توسعه کسب و کار اغلب هزینههایی دربردارد گروه نباید به سرعت به فکر توسعه باشد. چون ممکن است همه پول خود را صرف کنند در حالیکه مشتری کافی نداشته باشند.
برنامهریزی برای توسعه کار باید مشابه برنامهریزی راهاندازی کار باشد. این کار مستلزم مطالعه امکانسنجی و بررسی همه نکات مربوطه مانند شروع کسب و کار است.
گروه چگونه میخواهد کسب و کار خود را توسعه دهد؟
آیا آنها میخواهند در محل فعلی کسب و کار خود را گسترش دهند (سبزیجات بیشتری تولیدکنند، مرغ بیشتری پرورش دهند و...) یا این که شعبه کوچکتری در مکان دیگری احداث کنند؟
آیا اگر کسب و کار را رونق دهند مشتری کافی وجود خواهد داشت یا مجبور خواهند بود در مکانهای دیگر به فروش محصول بپردازند؟ آیا فروشندههای دیگری میتوانند به آنان در فروش محصولاتشان کمک کنند؟ بسیاری از کسب و کارها در هنگام توسعه صرفاً محصول قبلی خود را افزایش نمیدهند بلکه کاالها و خدمات جدید و مرتبط به مشتری ارائه میکنند.
هنگامیکه گروه به موفقیت کافی دست یافت، تسهیلگر باید در مورد راههای مختلف توسعه کسب و کار با اعضاء گروه صحبت کند.
تأمین بودجه توسعه
تسهیلات یا وامهای بانکی
بدیهی است اگر گروه بتواند بدون بهره یا کارمزد پولی قرض بگیرد برای آنان سود بیشتری به دنبال خواهد داشت. به هر حال گرفتن وام از بانک زمانی که یک کسب و کار موفق است ارزشش را دارد چون آنها میتوانند پول بیشتری بدست آورند و قرض خود را به بانک برگردانند. اما بهتر است که در ابتدا با وامهای کم شروع کنند تا قادر به بازپرداخت آن باشند.
مثال: گروه تولید سبزیجات ممکن است یک وام ۳۰۰ هزار تومانی با اقساط ۱۲ ماهه از بانک دریافت نماید. یعنی آنها هر ماه باید (۲۵ = ۳۰۰÷۱۲) ۲۵ هزار تومان بپردازند. اما بانک درکنار هر قسط ۲۵ هزار تومانی از آنها ۳۰۰۰ تومان با ۱۲ درصد بهره در هر ماه دریافت میکند. در نتیجه گروه باید در کل (۳۳۶۰۰۰ = ۳۰۰۰۰۰ + ۳۶۰۰۰) ۳۳۶ هزار تومان به بانک پرداخت نماید. (۲۸۰۰۰ = ۳۳۶۰۰۰÷۱۲) یعنی هر ماه به جای ۲۵ هزار تومان باید ۲۸۰۰۰ تومان پرداخت شود.
برخی بانکها با استفاده از تعهد گروهی به گروه وام میدهند. بدین معنا که هر عضوی برای بازپرداخت کل وام مسئول است و اگر عضوی سهم خود را نپردازد، افراد دیگر مسئول پرداخت آن خواهند بود. همچنین اگر گروه وام خود را پرداخت نکند، در آینده وامی به آنها داده نخواهد شد و این هم اعتبار آنها را خدشهدار میسازد و هم شانس گروههای دیگر برای گرفتن وام از بانک را کم مینماید. عدم توانایی بازپرداخت وام میتواند مشکلات قانونی را برای گروه بوجود آورد در نتیجه تسهیلگر باید بر اهمیت این موضوع تاکید بسیاری داشته باشد.
گروه باید به دقت توانایی بازپرداخت وام را ارزیابی کرده و مورد بررسی قرار دهد. یعنی آنها باید تخمین بزنند که در صورت استفاده از وام، انتظار چه میزان سودی را دارند. اگر سودی که بدست میآورند کمتر از پولی باشد که باید به بانک پرداخت کنند، وام گرفتن پیشنهاد مناسبی به نظر نمیرسد.
تورم
مثال: یک کیسه بذر که سال قبل ۱۰ هزار تومان هزینه داشته، امسال ۱۲ هزار تومان شده است. یا یک کیسه دان مرغ که ابتدای سال ۴ هزار تومان فروخته میشده در پایان سال ۵ هزارتومان فروخته میشود. در تولید طیور همزمان با رشد جوجهها، قیمتها هم افزایش مییابند. اگر تورم خیلی باال باشد، قبل از اینکه گروه بتواند جوجهها را برای فروش آماده سازد با کمپولی مواجه میشود. به عبارت دیگر مشکل گردش پول نقد خواهند داشت. در نتیجه در جاهایی که تورم باال است، یک کسب و کار باید برای تأمین هزینههای خود تا قبل از فروش به میزان کافی پسانداز داشته باشد.
آنچه گروه تاکنون متوجه شده است:
• چرا ثبت اطلاعات باعث موفقیت بیشتر گروه میشود؟
حسابدار گروه با مفاهیم زیر آشنا خواهد شد:
• ترازنامه
• صورت حساب سود و زیان
• صورت حساب گردش نقدی
همچنین گروه تصمیم خواهد گرفت چه زمانی و چگونه سود را تقسیم کند و چگونه با ضرر کنار بیاید و چگونه در موارد زیر با یکدیگر مذاکره کنند:
• حفظ و نگهداری ساختمان و تجهیزات
• نظارت بر نحوه عملکرد
• چگونگی جذب و افزایش تعداد مشتریان
• چه زمانی و چگونه کسب و کار را توسعه دهند و چگونه برای توسعه کار تأمین هزینه کنند.
اکنون گروه باید عقاید و پیشنهاداتی را که برای توسعه کسب و کار لازم است را داشته باشند.
📊 جداول نمونه
هزینهها: حصار ۵-, جوجه ۱۵-, دانه ۳-, ظرف دانه ۲-, ظرف آب ۱- | دانه ماهانه ۳- | واکسن ماهانه ۲-
درآمد: تخممرغ ۶+۸+ | فروش مرغ ۱۰+۱۵+۱۵+
جمع کل: ماه ۱: -۲۶, ماه ۲: -۳, ماه ۳: -۵, ماه ۴: +۵, ماه ۵: +۱۶, ماه ۶: +۱۸
جوجه جدید: -۲۰ | دانه ماهانه ۶- | واکسن ماهانه ۲- تا ۴-
درآمد تخممرغ: ۸+۸+۱۴+۱۸+۱۸+۱۸ | فروش مرغ: ۱۵+۱۵+۲۰+۲۵+۲۵+۲۵
جمع کل: ماه ۷: -۵, ماه ۸: +۱۳, ماه ۹: +۲۴, ماه ۱۰: +۳۳, ماه ۱۱: +۳۳, ماه ۱۲: +۳۳
ترازنامه شروع: هزینهها = ۱۰۰ هزار تومان، سپردهگذاری = ۱۰۰ هزار تومان
سود فصل اول: فروش ۶۰ – هزینه ۵۸ = ۲ هزار تومان
سود فصل دوم (پس از بهبود): فروش ۷۵ – هزینه ۴۷ = ۲۸ هزار تومان
📝 تمرینهای گروهی
🏫 سامانه شبیهسازی | راهاندازی مرکز آموزش بومی
گام اول انتخاب ایده – مرکز آموزش بومی
• اشتراک مهارتهای تدریس، مدیریت، بازاریابی و مالی
• تقسیم وظایف (مدیر، حسابدار، مسئول آموزش، مسئول بازاریابی)
• دریافت حمایت از سازمان فنیوحرفهای و بهزیستی
• تصمیمات جمعی و واقعبینانهتر
• اختلاف در نحوه تقسیم سود
• تعیین شهریه و حقوق مربیان
• جذب دانشآموز در ماههای اول
• رقابت با مراکز دیگر
تمرین ۱ – تحلیل نیاز جامعه (دادهکاوی اولیه)
| سوال | پاسخ (قابل ویرایش) |
|---|---|
| تعداد تخمینی جوانان ۱۵–۳۵ سال در منطقه | |
| چند درصد به دنبال مهارتآموزی هستند؟ | |
| مهمترین مهارت مورد نیاز بازار کار محلی چیست؟ | |
| چه مراکز آموزشی فعالی در منطقه وجود دارد؟ | |
| نظر مردم درباره شهریه مناسب چقدر است؟ |
تمرین ۲ – انتخاب سه ایده برتر
| ایدۀ آموزشی | امتیاز (۱–۱۰) | نظرات |
|---|---|---|
| آموزش کامپیوتر و برنامهنویسی | ||
| آموزش صنایع دستی (فرش، گلیم، سفال) | ||
| آموزش زبان انگلیسی و مهارتهای دیجیتال |
نتیجه: ایدۀ «آموزش زبان و مهارتهای دیجیتال» با امتیاز ۹ انتخاب شد.
گام دوم برنامهریزی و تقسیم وظایف
قوانین گروه (قابل ویرایش)
| موضوع | توافق |
|---|---|
| تقسیم سود بر اساس | |
| حداقل ساعت حضور ماهانه | |
| روش حل اختلاف | |
| شرایط ورود عضو جدید |
برآورد هزینههای راهاندازی (قابل ویرایش)
| مورد | هزینه (هزار تومان) |
|---|---|
| اجاره مکان (۶ ماه) | |
| تجهیزات (میز، صندلی، تخته، پروژکتور) | |
| کامپیوتر و نرمافزار | |
| تبلیغات اولیه | |
| مجوزها و بیمه | |
| حقوق مربیان (۳ ماه) | |
| جمع کل | ۸۶,۰۰۰ |
منابع تأمین مالی
| منبع | مبلغ (هزار تومان) |
|---|---|
| پسانداز اعضاء (۸ نفر) | |
| وام از صندوق کارآفرینی امید | |
| کمک خیرین محلی | |
| سایر |
جمع منابع: ۸۶,۰۰۰ هزار تومان
گام سوم مدیریت مالی – مرکز آموزش
ترازنامه شروع (قابل ویرایش)
| سپردهگذاری اولیه | هزار تومان | هزینهها | هزار تومان |
|---|---|---|---|
| سهم اعضاء | اجاره پیشپرداخت | ||
| وام | تجهیزات | ||
| کمک خیرین | تبلیغات | ||
| سایر | مجوزها | ||
| پسانداز | |||
| جمع | ۸۶ | جمع | ۸۶ |
پیشبینی سود و زیان (۳ ماهه) – قابل ویرایش
| ماه | شهریه دریافتی | هزینه مربیان | هزینه جاری | سود/زیان |
|---|---|---|---|---|
| ماه ۱ | ۴ | |||
| ماه ۲ | ۱۰ | |||
| ماه ۳ | ۱۶ |
سود خالص ۳ ماهه: ۳۰ هزار تومان
گردش پول نقد (قابل ویرایش)
| ماه | دریافتی | پرداختی | مانده نقد |
|---|---|---|---|
| شروع | ۸۶ | ۰ | ۸۶ |
| ماه ۱ | ۹۰ | ||
| ماه ۲ | ۱۰۰ | ||
| ماه ۳ | ۱۱۶ |
📊 داشبورد مدیریتی
🤝 شبیهسازی مذاکرات گروهی
سناریوی مذاکره: تعیین شهریه و حقوق مربیان
موضوع: گروه باید در مورد شهریه هر دوره (۴۰۰ یا ۴۵۰ هزار تومان) و حقوق مربیان (۳۰ یا ۳۵ درصد شهریه) به توافق برسد.
۴۲۵ هزار تومان
۳۲%
نتیجه مذاکره (پس از ۳ دور بحث): شهریه ۴۲۰ هزار تومان، حقوق مربیان ۳۳%
سناریوی مذاکره: نحوه تقسیم سود
| عضو | نقش | سهم پیشنهادی | سهم نهایی (قابل ویرایش) |
|---|---|---|---|
| علی | مدیر | ۲۵% | |
| سارا | مسئول آموزش | ۲۰% | |
| رضا | بازاریاب | ۲۰% | |
| مریم | حسابدار | ۱۵% | |
| سایر اعضاء (۴ نفر) | همکار | ۵% هر نفر |
📊 دادهکاوی و تحلیل بازار
| مرکز | شهریه | امتیاز |
|---|---|---|
| مرکز الف | ||
| مرکز ب | ||
| مرکز ج (ما) |
| دوره | متقاضیان تخمینی | جذب هدف |
|---|---|---|
| کامپیوتر | ||
| زبان | ||
| صنایع دستی |
| نقاط قوت | |
|---|---|
| نقاط ضعف | |
| فرصتها | |
| تهدیدها |
🏫 راهاندازی کسب و کار گروهی – مرکز آموزشی بومی
مقدمه
ویژگیهای گروه موفق برای این طرح:
• وجود رهبری قوی (مدیر مرکز) و پذیرش توسط اعضاء
• تعهد همه اعضاء برای کار با یکدیگر
• نظم در برگزاری جلسات هفتگی و ثبت صورتجلسات
• پسانداز اولیه برای تأمین تجهیزات و اجاره مکان
• وجود منابعی مانند فضای آموزشی، تجهیزات کامپیوتری، و مهارتهای تدریس
• حداکثر ۱۰–۱۲ عضو (برای مدیریت بهینه)
• واقعبینی در مورد تعداد دانشآموزان و درآمد ماهانه
• وجود حداقل ۲ نفر با سواد مالی و حسابداری
ساختار کتاب (بومیسازی شده برای مرکز آموزشی):
فصل ۱ – انتخاب کسب و کار: انتخاب ایدههای آموزشی، تحلیل نیاز جامعه، بررسی رقبا و مطالعه امکانسنجی.
فصل ۲ – برنامهریزی: تقسیم وظایف (مدیر، مسئول آموزش، بازاریاب، حسابدار)، تعیین قوانین، برآورد هزینهها و تأمین بودجه.
فصل ۳ – مدیریت مالی: ثبت ترازنامه، حساب سود و زیان، گردش نقدی، نگهداری تجهیزات، بازاریابی و توسعه مرکز.
فصل یک انتخاب کسب و کار – مرکز آموزشی
گام اول: آیا گروه واقعاً قصد راهاندازی یک مرکز آموزشی را دارند؟
تسهیلگر هرگز نباید تلاش کند تا گروهی را که تمایل و اشتیاق کافی برای راهاندازی مرکز آموزشی ندارند، متقاعد نماید. اگر گروه واقعاً عالقهمند است، لازم است یک صحبت کلی در این زمینه با گروه انجام شود. تسهیلگر باید مزایا، معایب و خطرات مربوط به راهاندازی مرکز آموزشی را برایشان شرح دهد و به آنان کمک کند تا در این مورد با هم بحث کنند.
مزایای راهاندازی مرکز آموزشی گروهی
• کار میتواند بین اعضاء تقسیم شود: مدیر، مسئول آموزش، مسئول جذب دانشآموز، حسابدار. این باعث میشود تا اگر زمانی یکی از اعضاء بیمار شد، مشکلی در مرکز ایجاد نشود.
• دریافت کمکهای بیرونی مانند مجوز از سازمان فنیوحرفهای، وام از صندوق کارآفرینی امید، حمایت بهزیستی و مشاوره از نهادهای آموزشی برای گروه سادهتر است.
• گروه به اعضای خود اعتماد بهنفس بیشتری میدهد. افراد معمولاً تمایل دارند کارهای جدید را با دیگران انجام بدهند.
• تصمیمهایی که در گروه گرفته میشود واقعبینانهتر است. مثلاً تصمیم درباره شهریه، حقوق مربیان، یا انتخاب دورههای آموزشی.
مشکلات احتمالی در اداره گروهی مرکز آموزشی
• فرآیند تصمیمگیری گروهی طوالنیتر است. مثلاً برای تعیین شهریه باید چند جلسه بحث شود.
• گاهی اعضایی که وقت کمتری صرف کردهاند، سهم برابری از سود میخواهند. برای حل این مشکل، گروه باید از ابتدا درباره میزان مشارکت و سهم سود توافق کند.
توافق گروه در مورد اهداف مرکز آموزشی ضروری است: آیا هدف، کسب درآمد تکمیلی است یا ایجاد شغل اصلی؟ آیا میخواهیم مرکز را به یک برند آموزشی معروف تبدیل کنیم؟
متداولترین مشکلات در راهاندازی مرکز آموزشی
از اعضاء بپرسید آیا مراکز آموزشی را میشناسند که تعطیل شدهاند؟
• فکر میکنید چرا آن مرکز شکست خورد؟
• چه اتفاقات یا تصمیماتی منجر به آن شد؟
• چطور میشد جلوی آن شکست را گرفت؟
دلایل رایج شکست مراکز آموزشی:
گاهی افراد قبل از شناخت کافی از روشهای تدریس و مدیریت، اصرار به راهاندازی مرکز دارند. گروه باید به داشتن مهارتهای تدریس، برنامهریزی درسی و مدیریت مالی توجه کند.
اگر دانشآموز کافی برای ثبتنام وجود نداشته باشد، مرکز به سرعت تعطیل میشود. گروه باید قبل از شروع، نیازسنجی دقیقی انجام دهد و با مدارس، کارفرمایان و نهادهای محلی ارتباط برقرار کند.
اجاره مکان، تجهیزات، حقوق مربیان، تبلیغات و هزینههای جاری باید دقیق برآورد شوند. بسیاری از مراکز به دلیل کمبود سرمایه در ماههای اول تعطیل میشوند.
در ماههای اول، درآمد شهریه کم است اما هزینهها ثابت هستند. گروه باید حداقل ۳ ماه هزینههای جاری را به عنوان سرمایه در گردش داشته باشد.
بهتر است مرکز با ۲–۳ دوره آموزشی شروع شود و به تدریج دورههای جدید اضافه گردد. راهاندازی همزمان ۱۰ دوره، هزینهها را به شدت افزایش میدهد.
درآمد شهریه نباید به عنوان سود برداشت شود، بلکه بخشی از آن باید صرف هزینههای جاری، حقوق مربیان و توسعه مرکز شود.
بدون ثبت دقیق هزینهها و درآمدها، گروه نمیتواند تصمیمات درستی برای آینده مرکز بگیرد.
اگر اعضاء نتوانند با یکدیگر کار کنند و در مورد نحوه اداره مرکز به توافق نرسند، موفقیت ممکن نیست. توافق در مورد نقشها، سهم مشارکت و تقسیم سود ضروری است.
اگر به دانشآموزان اجازه داده شود شهریه را نسیه بپردازند، جریان نقدی مرکز به خطر میافتد. بهتر است تخفیفهای تشویقی برای پرداخت نقدی در نظر گرفته شود.
گام دوم: انتخاب کسب و کار (مرکز آموزشی)
• آموزش مهارتهای دیجیتال (کامپیوتر، برنامهنویسی، طراحی گرافیک)
• آموزش زبانهای خارجی (انگلیسی، آلمانی، فرانسه)
• آموزش صنایع دستی (فرش، گلیم، سفال، منبت)
• آموزش مهارتهای فنی و حرفهای (برقکشی، تعمیرات، جوشکاری)
• ترکیبی از چند حوزه (مدل پیشنهادی)
بهترین پیشنهاد برای مرکز آموزشی
از اعضای گروه بپرسید: چه دورههای آموزشی را خودتان یا فرزندانتان در منطقه پیدا نمیکنید و مایل به شرکت در آن هستید؟
هر نفر حداقل ۲ مورد را بگوید. نظرات را روی تخته بنویسید.
نمونه پاسخها: آموزش زبان انگلیسی با روش نوین، دورههای برنامهنویسی برای نوجوانان، آموزش طراحی وبسایت، کارگاههای صنایع دستی برای بانوان.
هر عضو حداقل دو مهارت خود را که برای اداره مرکز آموزشی مفید است، بنویسد.
نمونه: تدریس زبان، مدیریت مالی، طراحی وبسایت، بازاریابی، ارتباط با نهادها، برنامهریزی درسی.
اعضاء چند روز در منطقه به جستجو بپردازند و ببینند مردم به چه آموزشهایی نیاز دارند، چه کمبودهایی در مراکز موجود وجود دارد و چه دورههایی مورد استقبال است.
فهرست منابع موجود در منطقه برای راهاندازی مرکز آموزشی:
۱. مواد: کتابها، نرمافزارها، وسایل کمک آموزشی
۲. امکانات: فضای آموزشی، کامپیوتر، پروژکتور، اینترنت
۳. خدمات: آب، برق، گاز، تلفن، اینترنت پرسرعت
نتایج تمرینهای قبل را مرور کنید و نظرات غیرعملی، غیرمنطقی یا غیراخالقی را حذف کنید. مثلاً اگر پیشنهادی نیاز به سرمایه ۵۰۰ میلیونی دارد در حالی که گروه فقط ۱۰۰ میلیون دارد، آن را حذف کنید.
هر عضو سه دوره آموزشی که بیشتر به آن تمایل دارد را انتخاب کند. آراء شمرده شده و سه دوره با بیشترین رأی انتخاب میشوند.
نمونه نتیجه: ۱- زبان انگلیسی، ۲- برنامهنویسی، ۳- صنایع دستی.
گروه در مورد سختیها، شانس موفقیت، تعداد افراد مورد نیاز و مناسب بودن برای مخاطبان مختلف (زنان، مردان، نوجوانان) بحث کند.
نتیجه نهایی: گروه تصمیم میگیرد که مرکز آموزش مهارتهای دیجیتال و زبان (با رویکرد اشتغالمحور) را راهاندازی کند.
گام سوم: مطالعه امکانسنجی – مرکز آموزشی
الف) چه چیزی برای اداره مرکز آموزشی مورد نیاز است؟
با پرسش از جریان یک روز کاری در مرکز، همه چیزهایی که نیاز است فهرست شود:
• صبح است و شما به مرکز آموزشی میروید. مرکز کجاست و چطور به آنجا میروید؟
• اولین کاری که میکنید چیست؟
• چه تجهیزاتی برای شروع کلاس نیاز دارید؟
• چه کسی تدریس میکند؟ چه کسی ثبتنام انجام میدهد؟
• چه کسی با کارفرمایان ارتباط برقرار میکند؟
فهرست نیازمندیها:
• فضای آموزشی (حداقل ۵۰ متر مربع)
• تجهیزات (کامپیوتر، پروژکتور، تخته، میز و صندلی)
• اینترنت پرسرعت
• مربیان متخصص
• نیروی اداری (ثبتنام، پاسخگویی)
• مجوز از سازمان فنیوحرفهای یا آموزش و پرورش
• مواد کمک آموزشی (کتاب، نرمافزار)
• سیستم تهویه و نور مناسب
• بودجه تبلیغات و بازاریابی
ب) فهرست مورد نیاز از کجا تهیه خواهد شد؟
• آیا فضای آموزشی در منطقه موجود است؟ (اجاره یا خرید)
• تجهیزات را از کجا تهیه کنیم؟ (خرید جدید یا دست دوم، قرض از سازمانها)
• مربیان را از کجا جذب کنیم؟ (اساتید محلی، فارغالتحصیلان دانشگاهی)
• مجوزها را از کجا بگیریم؟ (سازمان فنیوحرفهای، اداره فرهنگ و ارشاد)
• مواد کمک آموزشی را از کجا تهیه کنیم؟ (انتشارات، دانلود از منابع معتبر)
ج) برآورد هزینهها
| مورد | هزینه برآوردی (تومان) |
|---|---|
| اجاره ماهانه مکان | ۸,۰۰۰,۰۰۰ |
| تجهیزات (یکجا) | ۲۵,۰۰۰,۰۰۰ |
| حقوق مربیان (ماهانه) | ۱۵,۰۰۰,۰۰۰ |
| تبلیغات اولیه | ۵,۰۰۰,۰۰۰ |
| هزینه مجوز | ۲,۰۰۰,۰۰۰ |
| هزینههای جاری (برق، آب، اینترنت) | ۲,۰۰۰,۰۰۰ |
| جمع کل (۳ ماه) | ۸۲,۰۰۰,۰۰۰ |
هزینههای ثابت: اجاره، حقوق پایه، بیمه – هزینههای متغیر: تبلیغات، مواد کمک آموزشی، پاداش مربیان.
د) تعیین شهریه
ه) تأمین مالی
• پسانداز اعضاء (۸ نفر × ۵ میلیون = ۴۰ میلیون)
• وام از صندوق کارآفرینی امید (۳۰ میلیون)
• کمک خیرین محلی (۱۰ میلیون)
• سایر (۲ میلیون)
جمع: ۸۲ میلیون تومان
گروه باید ۱۰٪ اضافه (حدود ۸ میلیون) برای هزینههای پیشبینینشده ذخیره کند.
و) مشتریان خود را بشناسید
• جویندگان کار که نیاز به مهارتهای دیجیتال و زبان دارند.
• بانوان و نوجوانانی که به دنبال یادگیری صنایع دستی و هنر هستند.
• کارفرمایان محلی که به دنبال نیروی کار ماهر هستند.
گروه باید با مدارس، دانشگاهها، اداره کار و کارفرمایان ارتباط برقرار کند تا نیازهای آنها را شناسایی نماید.
ز) رقبا
گروه با انجام تمرینهای فوق به این نتیجه رسید که راهاندازی مرکز آموزش مهارتهای دیجیتال و زبان با رویکرد اشتغالمحوری، بهترین گزینه است. نیاز جامعه وجود دارد، منابع قابل تأمین است و هزینهها با بودجه گروه همخوانی دارد.
فصل دو برنامهریزی برای مرکز آموزشی
گام اول: تقسیم وظایف
• پیدا کردن مکان مناسب (نزدیک مدارس، دسترسی آسان)
• تهیه تجهیزات (کامپیوتر، پروژکتور، میز و صندلی)
• دریافت مجوز از سازمان فنیوحرفهای
• جذب مربیان واجدشرایط
• طراحی دورههای آموزشی و برنامه درسی
عملیات اجرایی:
• ثبتنام دانشآموزان
• برگزاری کلاسها
• نظارت بر کیفیت تدریس
• بازاریابی و جذب دانشآموز جدید
• ثبت گزارشات مالی
گام ۲: تصمیم بگیرید چه کسی چه کاری را انجام دهد
گام ۳: توافق بر سر قوانین
| موضوع | توافق گروه (قابل ویرایش) |
|---|---|
| تقسیم سود بر اساس | |
| حداقل ساعت حضور ماهانه | |
| روش حل اختلاف | |
| شرایط خروج عضو | |
| شرایط ورود عضو جدید |
گام ۴: تصمیم بگیرید مرکز چقدر گسترده باشد
۱- زبان انگلیسی (مقدماتی و پیشرفته)
۲- کامپیوتر و مهارتهای دیجیتال
۳- برنامهنویسی مقدماتی
۴- صنایع دستی (برای بانوان)
در صورت موفقیت، دورههای جدید اضافه میشود.
گام ۵: شروع کار
• تأمین بودجه (جمعآوری سرمایه از اعضاء، دریافت وام)
• پیدا کردن مکان (اجاره یک واحد ۶۰ متری در مرکز شهر)
• تهیه تجهیزات (خرید کامپیوتر، پروژکتور، میز و صندلی)
• جذب مربیان (۲ مربی زبان، ۱ مربی کامپیوتر، ۱ مربی صنایع دستی)
• طراحی بروشور و تبلیغات در مدارس و شبکههای اجتماعی
• افتتاحیه با تخفیف ویژه برای ثبتنامهای اولیه
نکته مالی مهم: به ازای هر ۱۰ میلیون هزینه، ۱ میلیون برای هزینههای پیشبینینشده ذخیره شود.
گروه با تقسیم وظایف، تعیین قوانین، برآورد هزینهها و برنامهریزی عملیاتی، آماده شروع کار شده است. مکان مناسب پیدا شده، تجهیزات تهیه شده و اولین دورههای آموزشی برای ماه آینده برنامهریزی شده است.
فصل سه مدیریت مالی مرکز آموزشی
ثبت گزارشهای مالی
• برای فهمیدن اینکه آیا مرکز واقعاً سودده است یا خیر
• برای کنترل هزینهها و شناسایی موارد قابل کاهش
• برای جلوگیری از اختلاف در مورد نحوه هزینهکرد پول
• برای برنامهریزی برای توسعه مرکز در آینده
ترازنامه – نمونه بومیسازی شده
| سپردهگذاری اولیه | مبلغ (تومان) | هزینهها | مبلغ (تومان) |
|---|---|---|---|
| سهم اعضاء (۸ نفر) | ۴۰,۰۰۰,۰۰۰ | اجاره پیشپرداخت (۳ ماه) | ۲۴,۰۰۰,۰۰۰ |
| وام | ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ | تجهیزات | ۲۵,۰۰۰,۰۰۰ |
| کمک خیرین | ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ | تبلیغات اولیه | ۵,۰۰۰,۰۰۰ |
| سایر | ۲,۰۰۰,۰۰۰ | مجوزها | ۲,۰۰۰,۰۰۰ |
| پسانداز (ذخیره) | ۶,۰۰۰,۰۰۰ | ||
| جمع | ۸۲,۰۰۰,۰۰۰ | جمع | ۸۲,۰۰۰,۰۰۰ |
حساب سود و زیان – نمونه بومیسازی شده
| ماه | شهریه دریافتی | هزینه مربیان | هزینه جاری | سود/زیان |
|---|---|---|---|---|
| ماه ۱ | ۱۵,۰۰۰,۰۰۰ | ۷,۰۰۰,۰۰۰ | ۴,۰۰۰,۰۰۰ | ۴,۰۰۰,۰۰۰ |
| ماه ۲ | ۲۲,۰۰۰,۰۰۰ | ۷,۰۰۰,۰۰۰ | ۵,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۰,۰۰۰,۰۰۰ |
| ماه ۳ | ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ | ۸,۰۰۰,۰۰۰ | ۶,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ |
| جمع | ۶۷,۰۰۰,۰۰۰ | ۲۲,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۵,۰۰۰,۰۰۰ | ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ |
نکته: با افزایش تعداد دانشآموزان، سود هر ماه بیشتر شده است. در ماه سوم سود خالص ۱۶ میلیون تومان بوده است.
گردش پول نقد – نمونه بومیسازی شده
| ماه | دریافتی (شهریه) | پرداختی (هزینهها) | مانده نقد |
|---|---|---|---|
| شروع | - | - | ۸۲,۰۰۰,۰۰۰ |
| ماه ۱ | ۱۵,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۱,۰۰۰,۰۰۰ | ۸۶,۰۰۰,۰۰۰ |
| ماه ۲ | ۲۲,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۲,۰۰۰,۰۰۰ | ۹۶,۰۰۰,۰۰۰ |
| ماه ۳ | ۳۰,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۴,۰۰۰,۰۰۰ | ۱۱۲,۰۰۰,۰۰۰ |
نتیجه: جریان نقدی مثبت است و مرکز نه تنها سرمایه اولیه را حفظ کرده، بلکه ۳۰ میلیون سود نیز بدست آورده است.
تقسیم سود
• ۴۰٪ (۱۲ میلیون) بر اساس مشارکت مالی
• ۳۰٪ (۹ میلیون) بر اساس ساعت کار
• ۳۰٪ (۹ میلیون) بر اساس مسئولیت
توصیه: ۲۰٪ سود (۶ میلیون) برای توسعه مرکز، خرید تجهیزات جدید و برگزاری دورههای پیشرفتهتر ذخیره شود.
نگهداری از تجهیزات
نظارت بر کیفیت آموزشی
بازاریابی و توسعه
• تبلیغات در شبکههای اجتماعی (اینستاگرام، تلگرام)
• همکاری با مدارس و دانشگاهها
• ارائه تخفیف به دانشآموزان قدیمی برای ثبتنام در دورههای جدید
• برگزاری کارگاههای رایگان برای معرفی دورهها
• ایجاد وبسایت و کانال آموزشی
توسعه مرکز
• اضافه کردن دورههای جدید (طراحی گرافیک، مدیریت کسبوکار)
• افزایش فضای آموزشی (اجاره واحد مجاور)
• استخدام مربیان بیشتر
• برگزاری دورههای آنلاین برای دسترسی به دانشآموزان خارج از منطقه
گروه با ثبت دقیق گزارشات مالی، موفق شده است سودآوری مرکز را تأیید کند. با مدیریت صحیح هزینهها، بازاریابی مؤثر و نگهداری از تجهیزات، مرکز در مسیر رشد قرار دارد.
🤝 شبیهسازی مذاکرات گروهی – مرکز آموزشی
سناریوی مذاکره ۱: تعیین شهریه و حقوق مربیان
موضوع: گروه باید در مورد شهریه هر دوره و حقوق مربیان به توافق برسد.
| عضو | نظر | دلیل |
|---|---|---|
| مدیر | شهریه ۴۵۰ هزار، حقوق ۳۰٪ | برای جذب مربیان باکیفیت و تأمین هزینهها |
| بازاریاب | شهریه ۳۵۰ هزار، حقوق ۳۵٪ | برای جذب دانشآموز بیشتر در شروع کار |
| مسئول آموزش | شهریه ۴۰۰ هزار، حقوق ۳۲٪ | تعادل بین کیفیت و قیمت مناسب |
نتیجه مذاکره (پس از ۳ دور بحث): شهریه ۴۲۰ هزار تومان، حقوق مربیان ۳۳٪ شهریه.
سناریوی مذاکره ۲: نحوه تقسیم سود
موضوع: نحوه تقسیم سود ۳۰ میلیون تومانی بین اعضاء
| عضو | نقش | سهم پیشنهادی | سهم نهایی (قابل ویرایش) |
|---|---|---|---|
| مدیر | هماهنگی کلی | ۲۵٪ | |
| مسئول آموزش | طراحی دورهها | ۲۰٪ | |
| بازاریاب | جذب دانشآموز | ۲۰٪ | |
| حسابدار | امور مالی | ۱۵٪ | |
| سایر اعضاء (۴ نفر) | پشتیبانی | ۵٪ هر نفر |
سناریوی مذاکره ۳: سرمایهگذاری برای توسعه
موضوع: آیا ۶ میلیون سود ذخیره شده را برای خرید تجهیزات جدید هزینه کنیم یا بین اعضاء تقسیم کنیم؟
نتیجه مذاکره (با رأیگیری ۶۰٪): ۵ میلیون برای خرید تجهیزات جدید هزینه میشود و ۱ میلیون به عنوان پاداش بین اعضاء تقسیم میگردد.
📊 دادهکاوی و تحلیل بازار – مرکز آموزشی
| مرکز | شهریه | امتیاز (از ۱۰) |
|---|---|---|
| مرکز الف (فنیحرفهای) | ۳۵۰,۰۰۰ | ۷ |
| مرکز ب (زبان) | ۴۵۰,۰۰۰ | ۸ |
| مرکز ج (ما) | ۴۲۰,۰۰۰ | ۸.۲ |
نتیجه: ما با شهریه رقابتی و کیفیت بالاتر، موقعیت خوبی داریم.
| دوره | متقاضیان تخمینی | جذب هدف |
|---|---|---|
| زبان انگلیسی | ۲۰۰ نفر | ۶۰ نفر |
| کامپیوتر و دیجیتال | ۱۵۰ نفر | ۴۵ نفر |
| برنامهنویسی | ۱۰۰ نفر | ۳۰ نفر |
| صنایع دستی | ۱۲۰ نفر | ۳۵ نفر |
| نقاط قوت (Strengths) | مربیان مجرب، تجهیزات بهروز، شهریه مناسب، ارتباط با کارفرمایان |
|---|---|
| نقاط ضعف (Weaknesses) | تازهتأسیس، عدم شناخت کافی در منطقه، سرمایه محدود |
| فرصتها (Opportunities) | افزایش تقاضا برای مهارتهای دیجیتال، حمایت بهزیستی و فنیوحرفهای، رشد بازار کار |
| تهدیدها (Threats) | رقابت با مراکز بزرگتر، تغییر سیاستهای آموزشی، افزایش هزینهها |
| سوال | امتیاز (از ۱۰) | نظرات |
|---|---|---|
| کیفیت تدریس | ۸.۵ | مربیان مسلط و باحوصله هستند |
| محتوای دوره | ۸.۰ | مناسب با نیاز بازار کار |
| امکانات آموزشی | ۷.۵ | کامپیوترها خوب است، ولی تعداد کمی است |
| شهریه | ۷.۸ | مناسب نسبت به کیفیت |
| توصیه به دیگران | ۹.۰ | ۹۰٪ دانشآموزان مرکز را به دیگران توصیه میکنند |